پایان نامه نقد و تفسیر داستانهای تمثیلی…

توضیح مختصر:

نقد و تفسیر داستانهای تمثیلی هدایت و آل احمد ( آب زندگی، سرگذشت کندوها، نون و القلم )

عنوان کامل: پایان نامه نقد و تفسیر داستانهای تمثیلی هدایت و آل احمد ( آب زندگی، سرگذشت کندوها، نون و القلم )

دسته بندی: دانشگاهی » سایر موارد

اطلاعات

  • فرمت فایل دانلودی: doc
  • فرمت فایل اصلی: word
  • تعداد صفحه: 108
  • حجم: 393 کیلوبایت

عبارات و جملات کلیدی

نقد و تفسیر داستان تمثیل صادق هدایت جلال آل احمد

پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

چکیده:

هدف از نگارش این رساله به دست دادن روشی برای تفسیر روایات تمثیلی ادب فارسی است.

پس از آوردن مقدمه ای در باب دلالت های حقیقی و مجازی کلام، فصل اول درباره ی تمثیل از دیدگاه بلاغت قدیم و نقد ادبی جدید، انگیزه های بیان تمثیلی و مقایسه ی آن با بیان رمزی آورده شده است. فصل دوم مروری بر ویژگی های بنیادین قصه ها و تطبیق عناصر داستان های منتخب در این رساله با این ویژگی هاست و سرانجام در فصل های سوم تا پنجم داستان « آب زندگی» نوشته ی صادق هدایت و «سرگذشت کندوها» و « نون القلم» نوشته ی جلال آل احمد تفسیر تمثیلی شده اند. در جریان تفسیر داستان ها،. جهان بینی و افکار نویسنده.، آرا و اندیشه های او که در دیگر آثارش منعکس شده و نیز شرایط اجتماعی و سیاسی زمان نگارش داستان لحاظ شده است.

در نقد و بررسی و تفسیر داستان ها از روش واحدی پیروی نشده و نگارنده خود را موظف به رعایت چارچوب ثابت و غیر قابل تغییری ندانسته است. روش نویسنده ی رساله و طرز برخورد او با هر داستان نسبت به عناصر برجسته و مهم داستان ها تغییر کرده و در هر فصل صورت دیگری به خود گرفته است. خواننده ی رساله اگر پیش از آن، داستان های مورد بحث را خوانده باشد، این روش متغیر را از طرف نگارنده خواهد پذیرفت.

فهرست مطالب

عنوان شماره ی صفحه

مقدمه 1

فصل اول: تمثیل 4

1-تمثیل در حوزه ی بلاغت 4

2- روایت های تمثیلی 8

2-1- تمثیل از دیدگاه نقد ادبی معاصر 8

2-2- ساختار روایی تمثیل 10

2-3- انواع روایت های تمثیلی 11

2-3-1- افسانه ی تمثیلی 11

2-3-2- حکایت اخلاقی 12

2-3-3- تمثیل رمزی 13

2-4- تقسیم بندی دیگر 14

2-5- انواع تمثیل از نظر موضوع 15

3- ضرورت بیان تمثیلی 16

3-1- ترس و احتیاط 16

3-2- حفظ راز از نااهل 17

3-3- مصلحت 17

3-4- تأثیرگذاری بیشتر، جلب توجه و برانگیختن دقت 18

3-5- تعلیم و عینی کردن مفهوم ذهنی 18

4- ضرورت تمثیل گرایی در کتب آسمانی 18

5- داستان تمثیلی ، داستان رمزی و بهره گیری از نماد 21

5-1- نگاهی دیگر به داستان تمثیلی 21

5-2- داستان رمزی 23

5-3- مقایسه ی بیان رمزی و بیان تمثیلی 25

5-4- جایگاه نماد در روایات تمثیلی و رمزی 28

6- تمثیل و عدم واقعیت 32

7- تمثیل در ادبیات داستانی معاصر 33

فصل دوم : بررسی داستانهای «آب زندگی » ، «سرگذشت کندوها» و «نون والقلم» بر بنیاد عمده ترین ویژگی های قصه ها 36

1- خرق عادت 37

2- پیرنگ ضعیف 38

3- شخصیت ها و شیوه ی شخصیت پردازی 39

فصل سوم : تفسیر تمثیلی داستان «آب زندگی » 44

1- شرایط سیاسی و اجتماعی در زمان نگارش داستان 44

2- تفسیر داستان 45

فصل چهارم: تفسیر تمثیلی داستان «سرگذشت کندوها» 55

1- سرگذشت نفت 56

2- تفسیر داستان 58

2-1- سرگذشت کندوها (نظری برداستان) 58

2-2- تفسیر داستان با تفکیک عناصر و اجرای اصلی 59

2-2-1- ولایت زنبورها 61

2-2-2- عسل 61

2-2-3- بلا 62

2-2-4- خواب زمستانی 63

2-2-5- تصمیم کمندعلی بک 63

2-2-6- مورچه های قرمز 64

2-2-7- جلسه ی گیس سفیدها 64

2-2-8- پرواز زنبورها 66

2-3- نقد و نظر 66

فصل پنجم : تفسیر تمثیلی «نون و القلم» 69

1- مهمترین جنبش چپ گرای معاصر 70

2- ماجرای یک شکست (نظری بر داستان) 72

3- تفسیر داستان 73

3-1- حکومت قلندرانه 74

3-2- هونگ های برنجی 77

3-3- دو میرزا بنویس 79

3-4- فرجام کار 82

3-5- از دم در مسجد جامع تا ارگ حکومتی 83

4- نقد ونظر 84

پا نوشت 86

فهرست منابع و مآخذ 95

فصل اول: تمثیل

1- تمثیل در حوزه ی بلاغت

تمثیل در لغت به معنای « مثال آوردن، تشبیه کردن، مانند کردن، صورت چیزی را مصور کردن، داستانی یا حدیثی را به عنوان مثال بیان کردن و داستان آوردن»(1) است. با توجه به ریشه ی لغوی کلمه ی تمثیل – که شباهت و همانندی را می رساند-و نیز با مروری مختصر بر معانی ای که ذکر شد، حوزه ی کاربرد این کلمه مشخص می شود. کاربرد فراوان و بسامد زیاد این اصطلاح در حوزه ی دانش بلاغت ما را بر آن می دارد که ابتدا در میان تعدادی از آثار بلاغی به جست وجوی ردپای این اصطلاح بپردازیم و نظر چند تن از صاحب نظران علم بلاغت را در این باره گرد آوریم.

عده ای تحت تأثیر معنای لغوی این اصطلاح، آن را از جنس تشبیه یا حتی برابر با آن می دانند و عده ای دیگر آن را از خانواده ی استعاره و هم نوع آن می شناسند. سکاکی از جمله کسانی است که تمثیل را نوع خاصی از تشبیه می دانند و برای آن ویژگی هایی را برمی شمارند. او معتقد است تمثیل تشبیهی است که در آن «وجه شبه صفتی غیرحقیقی باشد و از امور مختلف انتزاع شده باشد.»(2) عبدالقاهر جرجانی تشبیه را به دو قسم دسته بندی می کند: یکی تشبیهی که آنقدر روشن و واضح است که نیاز به تأویل و توضیح ندارد. دیگر تشبیهی که برای یافتن وجه شبه آن، نیاز به توضیح و تأویل باشد. او تشبیه نوع دوم را تمثیل می نامد و می نویسد: «تمثیل در اصل باید تصویر و تمثیل گردد و آن عبارت است از تشبیه منتزع از اموری چند و چیزی است که جز از رهگذر یک یا چند جمله حاصل نمی شود.»(3) آن گاه نتیجه می گیرد که «تشبیه، عام و تمثیل، اخص از آن است. پس هر تمثیلی تشبیه است و هر تشبیهی تمثیل نیست.»(4)

انتزاع وجه شبه از دو یا چند چیز، مشخصه ای است که در تعریف سکاکی و جرجانی از تمثیل آمده است. ضمناً هر دو معتقدند که تمثیل، زیرمجموعه ی تشبیه است؛ پس وجود شبه و مشبه به در ظاهر کلام ضروری است. این مشخصات ذهن را متوجه شیوه ای می کند که در کتب بلاغت متأخر به «تشبیه مرکب» معروف است. و آن تشبیه حالتی است به حالت دیگر. تشبیهی که وجه شبه آن حاصل برهم کنش دو یا چند چیز است:

شکسته دل تر از آن ساغر بلورینم

که در میانه ی خارا کنی ز دست رها

(خاقانی)

پیداست که در این تشبیه، دل شکستگی تنها به ساغر بلورین مانند نشده است؛ بلکه به ساغر بلورینی که در میان سنگ خارا از دست رها شود. به همین دلیل چنین تشبیهی برای کشف وجه شبه نیازمند مقداری کوشش ذهن و درجه ای از تأویل و توضیح است. اما بهتر است این شیوه ی بیان را «تشبیه تمثیلی» بنامیم تا از اقسام دیگر تشبیه متمایز شود.

اما صاحب جامع الکبیر درباره ی تمثیل نظر دیگری دارد. ابن اثیر می گوید تمثیل «تشبیه بر سبیل کنایه است بدینگونه که چون اراده ی اشارت به معنایی کنی، الفاظی به کاربری که دلالت بر معنایی دیگر داشته باشد. ولی آن الفاظ و آن معانی دلالت برمعنایی داشته باشند که مقصود توست.»(5) آن گونه که از تعریف ابن اثیر برمی آید، در تمثیل لفظ مشبه ذکر نمی شود. بلکه تشبیه «برسبیل کنایه» و پوشیده می ماند و تنها مشبه به در کلام ظاهر می شود.

نویسنده ی انوارالربیع نیز در پوشیده بودن تشبیه با ابن اثیر موافق است. علاوه بر این او تعاریف و مفاهیم دیگری نیز بر تمثیل می افزاید: «و آن تشبیه حالی است به حالی، از رهگذر کنایه، بدینگونه که خواسته باشی به معنایی اشارت کنی و الفاظی به کارببری که بر معنایی دیگر دلالت دارد. اما آن معنا خود مثالی باشد برای مقصودی که داشته ای، و اینگونه سخن گفتن را فایده ای است ویژه ی خود که اگر به الفاظ خاص خود گفته شود، چندان تأثیر ندارد و راز آن در این است که در ذهن شنونده، تصوری بیشتر ایجاد کند. زیرا شنونده هنگامی که در دل خویش مثالی را تصور کند که مخاطب مستقیم آن نباشد، با رغبت بیشتری آن را پذیرا خواهد شد.(6)» در این تعریف، تمثیل تشبیه حالتی به حالت دیگر است بدون ذکر مشبه. یعنی معنایی که مورد نظر است با لفظ دیگری بیان می شود. لفظی ناظر بر معنایی که خود، مثالی است برای مقصود مورد نظر. علاوه بر این تعریف فوق بر جنبه ی تأثیرگذاری و جذابیت تمثیل نیز تأکید می کند و آن را یکی از فواید تمثیل برمی شمارد. بنابراین تعریف صاحب انوارالربیع نسبت به تعاریف دیگر کامل تر و شامل تر است.

اما با نظری دوباره بر دو تعریفی که از تمثیل بیان شد، در می یابیم که این گویندگان تمثیل را در حیطه ی استعاره تعریف می کنند؛ از آن جهت که معتقدند مقصود گوینده از راه الفاظی بیان می شود که برمعنای دیگری دلالت می کنند. به بیان ساده تر یعنی حذف مشبه- که مقصود گوینده است- و ذکر مشبه به – که مثالی است برای مقصود گوینده-. به دلیل آن که این تعریف، شیوه ای متفاوت با «تشبیه تمثیلی» را بیان می کند، شابد بهتر باشد که نام آن را «استعاره ی تمثیلی» بگذاریم. بنابراین از این پس با دو اصطلاح در حوزه ی علم بلاغت مواجهیم: تشبیه تمثیلی که تشبیه حالتی است به حالت دیگر با ذکر هر دو حالت در کلام و استعاره ی تمثیلی که بیان حالت و وضعیتی است شبیه وضعیت مورد نظر؛ بدون آن که وضعیت مورد نظر مستقیماً به لفظ درآید. البته جرجانی هم به شگردی هم چون استعاره ی تمثیلی قایل است اما نام آن را مَثَل می گذارد: «هر گاه شبه در یک چیز به تنهایی وجود داشته باشد- بی آن که از پیوند آن چیز با چیز دیگر فراهم آید- یک کلمه می تواند استعاره باشد [ … ] و هر گاه انتساب شبه به تنهایی به یک کلمه ممکن نباشد؛ بلکه، این شبه از حال او و غیر او گرفته شود، دیگر آن اسم مستعار نیست؛ بلکه، کلام یک جا مثل است.»(7)

بد نیست از میان ادبای متأخر نظر صاحب معالم البلاغه را نیز در این باره جویا شویم. او «استعاره ی مرکب» ، «استعاره ی تمثیلیه» و «تمثیل بر وجه استعاره» را عناوین متعدد برای یک روش بیان می داند و مفهوم این اصطلاحات را این گونه توضیح می دهد: «دو صورت را که هر کدام منتزع باشد از امور متعدده در نظر گرفته یکی از آن دو را به دیگری تشبیه نمایند. آن گاه لفظی که بر مشبه به دلالت دارد بالمطابقه اطلاق کنند بر مشبه، به ادعای دخول مشبه در مشبه به. پس در استعاره ی تمثیلیه هر یک از مستعارله و مستعارمنه مرکب یعنی هیئت منتزع از دو یا چند چیز است و وجه جامع نیز لامحاله هیئت منتزع و مشترک بین الهیئتین خواهد بود.»(8)

مصراع دوم بیت زیرمصداق این تعریف است:

به هر که عرضه دهم درد خویش می نگرم

که غرقه ام من و او بر کنار می گذرد

(عرفی شیرازی)

اما همین نویسنده مَثَل را زیرمجموعه ی استعاره ی تمثیلیه می داند و معتقد است مثل استعاره ای است که استعمالش جاری و شایع باشد. پیداست که این تعریف ناظر بر مفهوم «ضرب المثل»یا همان «قول سایر» است.

مروری کلی بر تعاریفی که ذکر شد نشان می دهد، تمثیل- چه در ساختار تشبیهی اش به صورت تشبیه تمثیلی و چه در ساختار استعاری و به شکل استعاره ی تمثیلی – یک مشخصه ی ثابت دارد و آن ترکیبی بودن مثال و ممثول است. تشبیه حالتی به حالت دیگر، وضعیتی به وضعیت دیگر و ترکیب عناصری به ترکیب عناصر دیگر – و نه عنصر واحدی به عنصر واحد دیگر- همان چیزی است که شایسته ی اصطلاح تمثیل است.

2- روایت های تمثیلی

2-1- تمثیل از دیدگاه نقد ادبی معاصر

از بلاغت قدیم و انحصار اصطلاح تمثیل در چارچوب تشبیه و استعاره که بگذریم، به تعریفی دوباره، دقیق تر و ناظر به جزئیات بیشتری از ویژگی های این کلمه می رسیم. تمثیل در اصطلاح ادبی معاصر «گونه ای تصویر (ایماژ) یا داستانی است که پشت معنای لفظی یا ظاهری آن، معنای مشخص دومی هم پنهان باشد.»(9) به تعبیر دیگر «به داستان یا روایتی گفته می شود که دارای دو لایه ی معنایی ظاهری و باطنی باشد که در آن تمامی وقایع، شخصیت ها و اعمال سطح روبنایی دارای مرجع مشابهی در سطح درونی است.»(10) می بینیم که بر جنبه ی روایی و داستانی بودن تمثیل تأکید می شود. هم چنین «معنای دومی» که در این تعاریف از آن یاد می شود، پنهان است و به راهنمایی لایه ی معنایی ظاهری باید بدان دست یافت. داشتن معنای باطنی و پنهان همان است که در شیوه ی ادبی استعاره به آن اشاره می شود. در استعاره نیز تنها مشبه به ذکر می شود و رسیدن به مشبه محذوف – که مقصود استعاره پرداز است- با کوشش ذهنی مخاطب و با توجه به قراین لفظی یا معنوی امکان پذیر است. نتیجه ای که از این بحث حاصل می شود آن است که تمثیل در اصطلاح معاصر، شکلی از استعاره است؛ اما استعاره ای که به گونه ی داستان «روایت می شود» و شامل وقایع و اشخاص است. حال آن که استعاره در شکل ساده اش، تنها یک عنصر است که به جای عنصر دیگر- و البته با علاقه ی مشابهت – در کلام می آید. جمع شدن چند عنصر و به اصطلاح چند بعدی بودن تمثیل سبب می شود که گاهی آن را «استعاره ی گسترده» [1] بنامند. استعاره ای که توسعه یافته، عناصر بعضاً متعددی در شکل گیری آن شرکت می کنند و به آن ساختاری روایی می بخشند.

2-2- ساختار روایی تمثیل

سؤالی که ممکن است در پی گفتار پیشین مطرح شود آن است که چگونه تمثیل، پس از گذشتن از مسیر تشبیه و استعاره، در چنین ساختار روایی ظاهر می شود؟ پیش از یافتن پاسخ این سؤال، بهتر است اصطلاح «روایت» را تعریف کنیم. روایت [2] «نقل رشته ای از حوادث واقعی و تاریخی یا خیالی است، به نحوی که ارتباطی بین آن ها وجود داشته باشد.»(11) و «نوعی از بیان است که با عمل، با سیر حوادث در زمان و با زندگی در حرکت و جنب و جوش سر و کار داشته باشد.»(11)

اکنون اگر به خاستگاه اولیه و ژرف ساخت تمثیل – که همان تشبیه مرکب است – توجه کنیم، پاسخ سؤال مطرح شده را خواهیم یافت. در تشبیه مرکب و به تبع آن تمثیل در ساده ترین شکل آن، ابتدا دو یا چند عامل در کنار یک دیگر جمع می شوند و سپس «وضعیت» حاصل از این گردآمدن و تأثیر و تأثر این چند عامل برهم، مثالی می شود برای آن چه قصد توصیف و بیان کردن آن در میان بوده است. از طرفی پیش آمدن رویداد و حادثه – که سنگ بنای روایت است – نتیجه ی بر هم کنش چند عامل و بیرون آمدن از حالت ایستایی و بی تحرکی است. توالی تعدادی از این حوادث و تحرک حاصل از آن روایت را می سازد و ساختن چند «وضعیت» و «حالت» از آن گونه که در تعریف تشبیه تمثیلی ذکر شد و سپس پیوند دادن این حالات در زمینه ی یک روایت موجب ایجاد تحرک و توالی در تمثیل می شود. البته اطلاق اصطلاح «استعاره ی گسترده» بر تمثیل را از این دیدگاه نیز می توان توجیه کرد.

2-3- انواع روایت های تمثیلی

گفتیم که تمثیل در صورت نهایی خود در زمینه ی روایت و به شکل داستان ظهور می کند. روایت های تمثیلی را از نظرگاه های گوناگون می توان تقسیم بندی کرد. یک دیدگاه ناظر به نوع عناصر به کار رفته در روایت و نیز ذکر یا عدم ذکر پیام و معنای اصلی تمثیل است. از این دیدگاه – که می توان آن را یک دیدگاه ترکیبی دانست- روایت تمثیلی به سه نوع متفاوت تقسیم می شود:

2-3-1- افسانه ی تمثیلی: [3]

افسانه ی تمثیلی یا فابل عبارت است از «روایتی کوتاه به نثر یا نظم که دارای پیامی باشد» و «موجودات غیرانسانی یا اشیای بی جان معمولاً شخصیت های آن هستند.»(12) در مفهوم کلی افسانه ی تمثیلی داستانی کوتاه است که به سبب شخصیت های موجود در آن، خیالی است و امکان وقوع آن در عالم خارج ناممکن است. می توان گفت عنوان «افسانه» نیز به دلیل همین خیالی بودن بر آن نهاده شده است. شخصیت ها در فابل «اغلب حیوانات اند اما اشیای بی جان، انسان ها و خدایان نیز ممکن است در آن ظاهر گردند.»(13)

افسانه ی تمثیلی را از آن جهت که شخصیت هایش غالباً حیواناتند، فابل حیوانی [4] نیز می گوییم. این نوع تمثیل با نیت انتقال پیامی سودمند روایت می شود و «به ضوح به بیان درسی اخلاقی می پردازد.»(14) یعنی پیامی که منظور افسانه پرداز از روایت آن است، مستقیماً بیان می شود. حال یا در ابتدا و قبل از نقل داستان به عنوان یک حکم کلی می آید و سپس فابل به عنوان یکی از مصادیق آن روایت می شود؛ یا آن درس اخلاقی پس از افسانه و به عنوان نتیجه ی آن ذکر می شود و یا در میان داستان و از زبان اشخاص بیان می گردد.

اگر چه اولین فابل ها را به ازوپ یونانی نسبت می دهند، اما پیش از آن نمونه های فابل در میان هندیان رواج داشته است که بعدها تعدادی از آن ها در کلیله و دمنه آمده است.

2-3-2- حکایت اخلاقی: [5]

حکایت اخلاقی هم مثل افسانه ی تمثیلی داستان کوتاهی است که به منظور انتقال نکته ای اخلاقی و تعلیمی نقل می شود. با این تفاوت که شخصیت های حکایت اخلاقی انسانند و بنابراین برخلاف افسانه ی تمثیلی امکان وقوع آن در عالم خارج وجود دارد. تفاوت دیگر فابل با حکایت اخلاقی یا پارابل در این است که «نکته یادرس اخلاقی که در «فابل» مورد نظر است معمولاً به امور دنیوی مربوط می گردد. اما در «پارابل» این درس در سطح متعالی تری قرار می گیرد.»(15) در ادبیات فرنگی پارابل را «روش موعظه های حضرت مسیح»(16) می دانند. چرا که مسیح معمولاً برای بیان نکات اخلاقی و تعلیم این درس ها به مردمان عادی، از وقایع قابل وقوع در میان انسان ها مثال هایی به شکل داستان نقل می کرد و پس از تفسیر و توضیح آن داستان، نکته ی نهفته در آن را بازگو می نمود. در ادبیات فارسی نمونه های حکایت اخلاقی را در میان کتاب هایی چون گلستان سعدی، قابوس نامه، جوامع الحکایات و بسیاری کتب دیگر می توان خواند.

صرف نظر از تفاوت های حکایت اخلاقی و افسانه ی تمثیلی، این هر دو نوع تمثیل در یک نکته با هم شباهت دارند و آن نتیجه گیری، تفسیر، رمزگشایی و ذکر پیام اخلاقی آن از طرف نویسنده و پردازنده ی داستان است. قصد و نیت اخلاقی در فابل و پارابل روشن و صریح است و در ابتدا، میانه یا انتهای آن ذکر می شود. از این نظر فابل و پارابل بسیار نزدیک به تشبیه تمثیلی اند و می توان آن ها را مَثَل هایی تفسیر شده دانست.

2-3-3- تمثیل رمزی: [6]

اگر فابل و پارابل را – از آن جهت که نتیجه ی اخلاقی شان در داستان بیان می شود- دو نوع «تمثیل» بدانیم؛ آن گاه «تمثیل رمزی» را باید داستان ها یا حکایاتی دانست که در آن ها غرض و مقصود اصلی گوینده از ایراد آن ها به طور واضح بیان نشده است.»(17) این که این نوع تمثیل را «رمزی» می نامیم از آن جهت است که نیت گوینده ی آن هم چنان مکتوم و پنهان و به صورت یک رمز باقی می ماند و تفسیر و رمزگشایی آن بر عهده ی خواننده ی داستان است. «الگوری» که معادل فرنگی اصطلاح تمثیل رمزی است در لغت به معنای «طور دیگر سخن گفتن» است و این معنای لغوی، خود مبین آن است که در تمثیل رمزی موضوع مورد نظر گوینده تحت صورت موضوعی دیگر ارائه می شود و در جامه ی یک مثال پوشیده می گردد. یافتن معنای باطنی در تمثیل رمزی تنها با توجه به قراین موجود امکان پذیر است و به هیچ وجه از سوی گوینده مستقیماً بیان نمی شود. داستانی نقل می شود؛ قراین و نشانه هایی(لفظی یا معنوی) مبنی بر وجود و اراده ی معنای دیگری غیر از معنای ظاهری داستان در نظر گرفته می شود وآن گاه کشف سطح زیرین معنا به خواننده محول می گردد.

گاهی الگوری از حیث داشتن شخصیت های غیرانسانی (حیوانات، اشیا یا مفاهیم انتزاعی) با فابل شباهت پیدا می کند. اما تفاوت اصلی فابل و الگوری – که در طرز برخورد گوینده با پیام تمثیل است – هم چنان به جای خود باقی است.

2-4- تقسیم بندی دیگر

تمثیل را از دیدگاه دیگری نیز می توان دسته بندی کرد. از این دیدگاه که ناظر به ساختار ظاهری تمثیل است، دو گونه تمثیل وجود دارد:

فهرست منابع و مآخذ

1- قرآن کریم، ترجمه ی محمد مهدی فولادوند ، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.

2- آل احمد- جلال: در خدمت و خیانت روشنفکران، تهران، فردوس، اول: 1372.

3- ــــــــــــــ : سرگذشت کندوها، تهران، فردوس، سوم: 1376.

4- ــــــــــــــ : غرب زدگی، تهران، فردوس، پنجم: 1378.

5- ــــــــــــــ : «گفت و گو با جلال آل احمد»، در اندیشه و هنر، دوره ی پنجم، ش4، مهرماه 1343.

6- ــــــــــــــ : نون و القلم، تهران، فردوس، هفتم: 1382.

7- ــــــــــــــ : «هدایت بوف کور» در هفت مقاله، تهران، امیرکبیر، چاپ جدید: 1357.

8- ــــــــــــــ : یک چاه و دو چاله، تهران، فردوس، اول: 1376.

9- ابن اثیر- ضیاء الدین: الجامع الکبیر فی صناعه الکلام من المنظوم و المنثور، چاپ عراق، 1959 م.

10- انوشه- حسن: فرهنگ نامه ادب فارسی (جلد دوم دانش نامه ادب فارسی)، تهران، سازمان چاپ و انتشارات، اول 1376.

11- براهنی- رضا: قصه نویسی، تهران، اشرفی، دوم: 1348.

12- پورنامداریان- تقی: رمز و داستان های رمزی در ادب فارسی، تهران، علمی و فرهنگی، 1375.

13- جرجانی- عبدالقاهر: اسرار البلاغه، ترجمه ی جلیل تجلیل، تهران، دانشگاه، اول: 1361.

14- داد- سیما: فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران، مروارید، سوم: 1378

15- دلاشو- م. لوفلر: زبان رمزی افسانه ها، ترجمه ی جلال ستاری، تهران، توس، اول: 1364.

16- دومن- پل: «تمثیل و نماد»، ترجمه ی میترا رکنی، در ارغنون، سال اول، ش 2، 1373.

17- رجایی- محمد خلیل: معالم البلاغه، شیراز، دانشگاه پهلوی، دوم: 1353.

18- ستاری- جلال: مدخلی بر رمز شناسی عرفانی، تهران، مرکز، اول: 1372.

19- سیار- غلامعلی: «نقد سرگذشت کندوها» در یادنامه ی جلال آل احمد، به کوشش علی دهباشی، تهران، به دید و شهاب ثاقب، اول: 1378.

20- شفیعی کد کنی- محمد رضا: صور خیال در شعر فارسی، تهران، آگاه، 1375.

21- فورستر-ای. ام.: جنبه های رمان، ترجمه ی ابراهیم یونسی، تهران، نگاه، چهارم: 1369.

22- کادن- جی. ای: فرهنگ ادبیات و نقد، ترجمه ی کاظم فیروزمند، تهران، شادگان، اول: 1380.

23- کتاب مقدس( عهد قدیم و جدید) ، انجمن کتاب مقدس ایران.

24- کیانوری- نورالدین: خاطرات نورالدین کیانوری، تهران، اطلاعات، اول: 1371.

25- گری- مارتین: فرهنگ اصطلاحات ادبی، ترجمه ی منصوره شریف زاده، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، اول: 1382.

26- لافورگ- رنه و آلندی-رنه: «نمادپردازی» در اسطوره و رمز، ترجمه ی جلال ستاری، تهران، سروش، دوم: 1378.

27- محجوب- محمد جعفر: «مطالعه در داستان های عامیانه فارسی» در کتاب هفته، تهران، ش77، 1342.

28- مدنی شیرازی- سید علی خان: انوار الربیع فی انواع البدیع، چاپ سنگی، 1304 هـ..ق.

29- معین- محمد: فرهنگ معین، تهران، امیرکبیر، هیجدهم: 1380.

30- مقدادی- بهرام: فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی، تهران، فکر روز، اول: 1378.

31- میرزایی- حسین: جلال اهل قلم، تهران، سروش، اول: 1380.

32- میرصادقی- جمال: ادبیات داستانی، تهران، سخن، سوم: 1376.

33- میرصادقی- جمال و میمنت: واژه نامه هنر داستان نویسی، تهران، کتاب مهناز، اول:1377.

34- میرعابدینی- حسن: صد سال داستان نویسی ایران (جلد اول و دوم)، تهران، چشمه، دوم: 1380.

35- نجاتی – غلامرضا: جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332، تهران، شرکت سهامی انتشار، اول: 1364.

36- هدایت- صادق: حاجی آقا، تهران، پرستو، 1343.

37- هدایت- صادق: زنده به گور، تهران، نگاه، اول: 1382.

38- همایون کاتوزیان- محمد علی: صادق هدایت از افسانه تا واقعیت، ترجمه ی فیروزه مهاجر، تهران، طرح نو، اول: 1372.


[1] Extended Metaphor

[2] – Narrative

[3] Fable

[4] Beast Fable

[5] Parable

[6] Allegory