تحقیق بررسی مسائل و مشکلات جوانان

توضیح مختصر:

برآوردها نشان می دهد حدود ۷۰۰ میلیون سالمند بالای ۶۰ سال در دنیا هستند که حدود ۸۰ درصد آنان در کشورهای در حال توسعه ساکن اند. در ایران نیز بر اساس آخرین سرشماری صورت گرفته در سال ۱۳۸۵ حدود ۳ / ۷ درصد جمعیت کشور (حدود پنج میلیون نفر) بیش از ۶۰ سال دارند

عنوان کامل: تحقیق بررسی مسائل و مشکلات جوانان

دسته بندی: دانشگاهی » سایر موارد

اطلاعات

  • فرمت فایل دانلودی: zip
  • فرمت فایل اصلی: doc
  • تعداد صفحه: 20
  • حجم: 128 کیلوبایت

عبارات و جملات کلیدی

پایان نامه, دانلود پایان نامه, مسائل و مشکلات جوانان, بررسی مشکلات جوانان, تحقیق مشکلات جوانان, بررسی مشکلات جوانان, دانلود تحقیق, پایان نامه روانشناسی

بررسی مسائل و مشکلات جوانان

فهرست مطالب

عنوان صفحه

فصل اول: شخصیت انسانی ومعنی جوان

بخش اول: هویت یابی 2

بخش دوم: معنی جوان ونوجوان 4

درباره جوان 5

فصل دوم: بلوغ روانی واجتماعی جوان

بخش سوم: بلوغ روانی وجنسی جوان 7

رشد اجتماعی 10

فصل سوم: بررسی مشکلات سنی

بخش چهارم: بررسی مشکلات سنی 12

بخش پنجم: مشکلات ونیازهای دوره ی جوانی ونوجوانی 14

افسردگی 16

اضطراب 18

بخش ششم: اعتیاد درجوانان

نقش شخصیت دراعتیاد 20

اعتیاد وموادمخدردرنوجوانان 22

بخش هفتم: آسیب های اجتماعی دررابطه با جنس مخالف

الگوپذیری ورابطه با جنس مخالف 25

آسیب های اجتماعی دختر وپسر 26

فصل چهارم: نقش خانواده

بخش هشتم: هنجارهایی درتربیت 29

روش پرورش جوانان ونوجوانان 29

نقش خانواده 32

برخوردهای نامطلوب 33

بخش نهم: توصیه های بهتر برای ارتباط باجوانان 35

نکته ای به والدین(رشد اجتماعی) 37

پدرها ومادر ها حتماً بخوانند 37

بخش دهم: آسیب ها وموانع اجتماعی

پسران ایرانی شغل می خواهند 40

ازدواج 42

فراردختران عواقب ومشکلات آن 45

آسیب های اجتماعی فرار پسران 50

جوانان دیروز 55

جوانان دیروز

برآوردها نشان می دهد حدود ۷۰۰ میلیون سالمند بالای ۶۰ سال در دنیا هستند که حدود ۸۰ درصد آنان در کشورهای در حال توسعه ساکن اند. در ایران نیز بر اساس آخرین سرشماری صورت گرفته در سال ۱۳۸۵ حدود ۳ / ۷ درصد جمعیت کشور (حدود پنج میلیون نفر) بیش از ۶۰ سال دارند. با زاد و ولد متوسط پیش بینی می شود که میزان سالمندان کشور در سال ۱۴۲۹ به ۹ / ۲۴ درصد افزایش یابد. به این ترتیب از هر ۴ نفر یک نفر (۲۵ درصد جمعیت کشور) سالمند خواهد بود. بر این اساس اگر ساختار تشکیلاتی و تصمیمات لازم در این راستا حرکت نکند با مشکل مواجه می شویم.

سالمندی یک فرآیند زیستی است که شامل حال تمام موجودات زنده می شود. گذشت عمر را به هیچ وسیله ای نمی توان متوقف کرد. تا قبل از این قرن، میانگین عمر بسیار پایین بود. اما امروزه بهبود وضع تغذیه، پیشرفت های چشمگیر پزشکی و ارتقای سطح بهداشت، سبب افزایش میانگین عمر شده است.

وجود تعداد روزافزون سالمندان در اکثر کشورها، موجب شده که مقامات دولتی و برنامه ریزان اجتماعی، توجه بیشتری به این مساله ابراز کنند و به وضع مقررات اجتماعی مطلوب تری برای آنان همت بگمارند چرا که با وجود حمایت مالی فرزندان بویژه در کشورهای آسیایی، هنوز هم اتکای سالخوردگان به تأمین اجتماعی بسیار است. سالمندی پایان تلاش و مفید بودن نیست بلکه مرحله جدیدی از زندگی است که می تواند بسیار لذت بخش و سازنده باشد.

●سالمندان فراموش شده

کشور ما جامعه ای جوان دارد و تصور عمومی بر این است که همه باید به فکر نسل جوان باشند. در این بین، نسلی دیگر در حال فراموشی است؛ نسل قدیم که به آنها سالمند می گویند. افزایش سریع جمعیت در کشور که ناشی از افزایش نرخ زاد و ولد در دهه ۱۳۶۰ بود موجب شد تا ساختار جمعیتی ایران کاملا جوان شود. وجود سهم قابل توجه گروه های جمعیتی جوان و نوجوان، سبب شد تا عمده توجه مسوولان امور به سوی این گروه باشد و در تعیین اولویت گروه های در معرض خطر یا جمعیت های تحت پوشش نظام های حمایتی این رده سنی مد نظر قرار گیرد.

قرار گرفتن مسائل گروه های سنی جوان در دستور کار دولت و نظام برنامه ریزی و تصمیم گیری موجب شد تا توجه کمتری متوجه مسائل گروه های سنی دیگر از جمله سالمندان شود. به همین علت طرح مساله و تمرکز جدی بر مسائل سالمندان در نظام برنامه ریزی از یک دهه گذشته تجاوز نمی کند.

●اقتصاد سالمندان

در بسیاری از جوامع از جمله کشور ما مهم ترین مشکل سالمندان مسائل اقتصادی و مشکلات مربوط به کسب درآمد است. در سال ۱۳۸۵ از مجموع جمعیت ۶۵ ساله و بیشتر،۳۳ درصد از نظر اقتصادی فعال بوده اند. در حالی که در سرشماری سال ۱۳۷۵، ۲ / ۳۴ درصد از نظر اقتصادی فعال بوده اند که از مجموع افراد فعال ۹۳ درصد شاغل بخش خصوصی و ۵ درصد مزدبگیر بخش عمومی و ۲ درصد اظهارنکرده بودند. از این تعداد ۹۵ درصد مردان سالمند و ۵ درصد زنان سالمند شاغل هستند. همان طور که ملاحظه می شود فعالیت اقتصادی در این گروه نسبت به ۱۰ سال قبل ۵ / ۱ درصد کاهش پیدا کرده است. همچنین درصد اشتغال در مردان سالمند بسیار بالاتر از زنان سالمند است .وضعیت اشتغال سالمندان نه تنها در دو جنس متفاوت است بلکه در شهر و روستا نیز تفاوت های قابل ملاحظه ای دیده می شود، به طوری که در شهر ۴۳ درصد سالمندان مرد شاغل، ۳۶ درصد بیکار با درآمد و ۲۱ درصد بیکار بدون درآمد هستند. در مقابل در مردان روستایی ۶۵ درصد شاغل، ۱۶ درصد بیکار با درآمد و ۱۹ درصد بیکار بدون درآمد هستند. درشهر ۳ درصد سالمندان زن شاغل، ۱۱درصد بیکار با درآمد، ۱۵ درصد بیکار بدون درآمد و ۷۱ درصد خانه دار هستند در مقابل در زنان روستایی ۱۰ درصد شاغل، ۷ درصد بیکار با درآمد، ۱۳ درصد بیکار بدون درآمد و۷۰ درصد خانه دار هستند.

●سالمندان مجرد

ازدواج مجدد، زندگی مشترک و داشتن همدم و مونس نقش تعیین کننده ای در ارتقای سلامت و طول عمر سالمندان داشته و سبب کاهش خطر افسردگی، انزوا، مصرف دارو و سایر مشکلات آنها می شود. بررسی ها نشان می دهد حدود ۹۰ درصد مردان سالمند دارای همسر و در مقابل تنها ۴۸ درصد زنان، همسر دارند. ۵ / ۱۴ درصد سالمندان نیز به تنهایی زندگی می کنند. بنابراین درصد زنان سالمندی که تنها زندگی می کنند به طور قابل ملاحظه ای بیش از مردان است و این ارقام در شهر و روستا و با جنسیت بسیار متفاوت است به این ترتیب که ۸ / ۱ درصد مردان شهری و ۲ / ۴ درصد مردان روستایی تنها هستند در مقابل ۶ / ۱۲ درصد زنان شهری و ۵ / ۱۶ درصد زنان روستایی تنها هستند. این وضعیت با توجه به تغییر ساخت خانواده در ایران و کاهش حمایت های سنتی وضعیت دشواری را پیش روی سالمندان قرار داده است.

زنان سالمند به دلیل آن که معمولا خانه دار بوده اند و درصد بیسوادی آنها از مردان بیشتر است، زودتر خانه نشین شده و در نتیجه از آنجا که وابستگی آنها به خانواده بیشتر بوده و سیستم اجتماعی نیز چندان اجازه معاش در اجتماع را نداده است، با مرگ همسر و تجرد یا نداشتن خانواده در دوران سالمندی بیشتر دچار مشکلات می شوند.

●به سوی تندرستی

سالمندی امری اجتناب ناپذیر است و در انتهای کوچه های جوانی و میانسالی منتظر همه ماست تا در ایستگاه آخر زندگی با همه ما همراهی کند، سالمندی نیز مانند دیگر مراحل زندگی می تواند خوب یا بد باشد. دوره سالمندی تنها معنای از کار افتادگی و ناتوانی را نمی دهد این دوره ویژگی های بالقوه ای دارد که می تواند در قالب کمک های فراوان به خانواده و جامعه و به شکل سالمندی سالم و فعال جلوه گر شود. شاید در بعضی از جوامع، سالمندان را افرادی ناتوان یا حتی سربار بدانند در صورتی که دوره سالمندی دوره خردمندی و باتجربگی و دوره انتقال تجارب زندگی به سنین پایین است.

آنچه برای برخی از جوانان، پیری را به کابوسی تبدیل کرده است، ترس از بیماری ها و ناتوانایی های این دوران است، این ترس، چندان هم بی ربط نیست. برای رسیدن به سالمندی فعال و سالم باید به تمام ابعاد سالمندی، بهداشت جسمی و روحی، مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و معنوی زندگی توجه داشت و از آنجا که بسیاری بیماری ها و مشکلات دوران سالمندی ناشی از شیوه زندگی ناسالم است، باید پایه و اساس سلامت سالمندان را با به کارگیری شیوه صحیح و ارتقای کیفیت زندگی از ابتدایی ترین مراحل حیات پی ریزی کرد و به موازات آن با ایجاد زمینه های مناسب، مشارکت سالمندان را در خانواده و جامعه و همچنین فراهم کردن زمینه مناسب حمایتی آنها در تمامی جنبه های اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و تغذیه برای رسیدن به سالمندی سالم و فعال و زندگی موفق گام برداشت.

●قانون و سالمندان

بررسی ها نشان می دهد سهم سالمندان از مجموع قوانین تصویب شده کشور تنها یک درصد است. از این میزان ۶۲ درصد قوانین اقتصادی، ۲۲ درصد اجتماعی و ۱۶ درصد رفاهی و بهداشتی هستند.

البته همین سهم ناچیز نیز به صورت پراکنده یا در قالب آیین نامه های اجرایی دولت و سازمان هاست.

به نظر می رسد تعریف و جایگاه سالمندی و سالمندان در برنامه ریزی فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور نیاز به سر فصل های مشخصی دارد. سالمندی و تغییرات جمعیتی، جایگاه و موقعیت فرهنگی ـ اجتماعی سالمندان، هویت سالمندی و انتقال فرهنگی، مشارکت اجتماعی، خانواده، اوقات فراغت و ورزش، مراقبت و حمایت عمومی، بهداشت و سلامت، وضعیت اقتصادی و معیشت سالمندان، بازنشستگی، فضاهای سالمندی، مصرف کالاهای فرهنگی و آموزش و توانبخشی سر فصل هایی است که به نگرشی دقیق نیاز دارد.

●روزی برای قدردانی

از چند دهه پیش توجه به سالخوردگان و بازنشستگان در سراسر جهان چشمگیر شده است. ۲۰ سال پیش، یعنی سال ۱۹۹۰ مجمع عمومی سازمان ملل روز ۹ مهرماه (اول اکتبر) را روز جهانی سالمندان اعلام کرد؛ روزی که در آن وضعیت سالمندان، مشکلات و خواسته های آنان در مرکز توجه جوامع قرار می گیرد. در این روز توجه جهانیان به موضوع سالمندی و پیر شدن جمعیت جلب می شود. امسال شعار سالمندی، دوران سرزندگی، اراده و عزت اجتماعی برای روز جهانی سالمند انتخاب شده است. آنچه مهم است این که برای تجلیل از سالمندان و نهادینه کردن موضوع تکریم از سالمندان در جامعه باید نهادهای فرهنگی و خدماتی با تدوین برنامه های درازمدت شرایط را برای ورود سایر نهادها در این حوزه فراهم کنند .

بد نیست بدانید ایرانیان عهدباستان، نخستین مردمی بوده اند که برای ادای احترام و بزرگداشت و سپاسگزاری از سالخوردگان، روز مشخصی را در سال تعیین کردند و این روز، ۲۵ شهریور ماه هر سال بود و قدمت آن به ۳۰۰۰ سال می رسد. ژاپنی ها هم ۱۵ سپتامبر را به عنوان روز سالخوردگان برگزار می کنند که گمان نمی رود ربطی به روز باستانی سالخوردگان ایران داشته باشد.

●نیازمند توجه

سالمند، فرد ناتوان نیست بلکه سالمندان تنها توجه می خواهند.در ایران همانند بسیاری از کشورها جمعیت سالمندان نسبت به کل جمعیت از رشد سریع تری برخوردار است. این رشد در دهه ۷۰ و ۸۰ آهنگ سریع تری داشته، به طوری که جمعیت سالمند هم در حال سالمندتر شدن است. تغییرات شاخص سالمندی نشان می دهد اگر در دهه های قبل، مشکلات مربوط به کودکان و جوانان از مسائل مهم و حائز اهمیت بود، اما هم اکنون توجه به مسائل سالمندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است با توجه به رشد سریع جمعیت سالمندی کشور، پدیده سالخوردگی در ایران هم به عنوان یکی از مهم ترین چالش های فراروی آینده خواهد بود که می بایست مورد توجه جدی مسوولان و برنامه ریزان قرار گیرد.

افزایش جمعیت سالمند، نیاز به تدوین برنامه جامع و ملی در مورد آنان را ضروری می سازد. تامین مراقبت بهداشتی درمانی، حمایت های اجتماعی و اقتصادی و برنامه تفریحی و اوقات فراغت و نیز تامین مسکن مناسب برای آنان از جمله وظایف مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در صورت نبود برنامه مدون و خاصی برای این قشر، کشور ما در ۲۰ سال آینده برای رفع مسائل اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن دچار مشکلات جدی خواهد بود.

‹‹بخش اول››

هویت یابی

(یکی ازوظایف مهم درتعلیم وتربیت یک نسل، یاری دادن آن برای یافتن هویت خویش است . روان شناسان، دوره نوجوانی یعنی حد فاصل بین 13 تا 18 سالگی را دوره حساسی برای یافتن هویت می دانند.درصورتی که نوجوان بتواند دراین مدت برای خویش تصویری رضایت بخش وامید آفرین بدست آورد، مراحل بعدی زندگی را با تعادل، پرشور وپرتحرک آغاز خواهد کرد. نوجوان درچنین وضعیتی قدم دردوره های جهانی خواهدگذاشت، به گونه ای که می داند چه می خواهد ومی داند که چه راهی پیش رو دارد وچه باید بخواهد. درصورت تحقق ناپذیری این هویت ، نوجوان دچار‹‹ آشفتگی نقش ›› خواهد شد. یعنی درمورد خود ونحوه رفتاری که می بایدداشته باشد ، دچار تردیدی می شود.درچنین صورتی، انتخاب یک الگوی مشخص برای او مشکل خواهد شد به همین لحاظ ممکن است هرچند صباحی، به رنگی وشکلی درآید.

درجوامعی که پیچیدگی وتنوع رفتاری، زیاد به چشم می خورد، الگوهای متعددی درمقابل نوجوان وجود خواهدداشت، که او را درانتخا ب یک یاچند الگو برای همانند سازی، یعنی انتخاب شیوه ای برای زیستن باالهام از آن الگوها، با مشکل مواجه می سازد.درجوامع ساده، مانند جوامع روستایی وعشایری، هویت یابی نوجوانان با مشکلات کمتری مواجه خواهد بود. دراین گونه جوامع معمولاً چند نوع شغل وشخصیت معدودبه منزله الگوهای قالبی درمقابل نوجوان قراردارند که نوجوان دربرخورد با مشکلات می تواندبا آنها همانند سازی کند. از این رو درجوامع ساده ایران به فراوانی با نوجوانان 14 یا 15 ساله ای روبرو می شویم که مانند مردان وزنان آن جامعه رفتار می کنند ودرجمع آنان وتقریباً همپای آنان رفتار کرده، اظهار نظر می کنند.

یکی از مسائل مهم درهویت یابی ، ‹‹ هویت یابی جنسی›› است.وقتی سخن از هویت یابی است، می باید نوجوان درمورد جنسیت خویش ونقش های مربوط به آن نیز به تصور روشنی دست پیدا کند. پسر باید به این نکته واقف شودکه مرد کیست وچه خصوصیاتی لازم است داشته باشد. دختر نوجوان نیز لازم است درمورد اینکه زن کیست وچه خصوصیاتی باید داشته باشد، به تصور روشنی باید برسد.)

‹‹بخش دوم››

معنی جوانی ونوجوانی

مجموع فرازونشیب دوران زندگی بشر درسه مرحله خلاصه می شود: کودکی، جوانی، پیری.

جوانی منزل قوت ونیرومندی ایام زندگی است که از دوطرف محفوف به ضعف وناتوانی است ازطرفی ضعف ایام کودکی وازطرف دیگر ناتوانی دوران پیری.

بشردرپیمودن راه زندگی وطی کردن پستی ها وبلندی های آن مانند کوه نوردی است که یک روز دامنه ی فراز را می پیماید تاخود را به مرتفع ترین قله ی کوه برساند، وروز دیگر از دامنه ی نشیب عبور می کند تا با آخرین نقطه ی نزولی برسد.موقع پیمودن دامنه ی نماز، هرروزی که بروی می گذرد چشم اندازش وسیع تر می گردد، ونقطه ی تماشایی اش را بیشتر می بیند.

وقتی که برقله کوه قدم می گذارد به همه جا مسلط می شود وعالی ترین نازل را مشاهده می کنیم. برعکس موقع پیمودن راه نشیب، هرروزی که براو می گذرد چشم اندازش محدودتر می شود ونقاط تماشایی یکی پس ازدیگری پنهان می گردند تا بکلی همه مناظر زیبا از نظرش غائب می شوند.

درباره جوان

ایام جوانی رسیدن به مرتفع ترین وعالی ترین منازل زندگی است. دردیدگاه جوان مناظر زیبا وچشم اندازهای مطبوع ودل پسند، بسیار است. روح جوان لبریز از آمال وآرزو وسرشار از عشق وامید است.

ایام جوانی دوران درخشندگی وفروغ زندگی است. دوران سرور وشادمانی، دوران قوت وقدرت، دوران نشاط وامید، دوران کار وکوشش ودوران شور وهیجان.

علی علیه السلام فرموده اند: دو چیز است که قدر وقیمتشان را نمی شناسند مگر کسی که آن دو را ازدست داده باشد، یکی جوانی ودیگر تندرستی وعافیت است. در این حدیث علی علیه السلام نعمت جوانی را درردیف بزرگترین نعمت های الهی، یعنی صحت وسلامت آورده است وبه اندازه ای آنرا مجهول القدر دانسته که می فرماید تنها درموقع فقدان جوانی می توان به ارزش آن پی برد.

‹‹ بخش سوم››

بلوغ روانی وجنسی جوان

ازنقطه نظر روابط شخصی درخانه معمولاً سال های بین 12 تا 16 سالگی برای جوان ودیگر اعضای خانواده بسیار دشوار است. اغلب پدر ومادرها اوج این دوران را بین 13 تا 15 سالگی می دانند اما دراین دوره مشخصات به حد زیادی متغیر است. اولین تجلی تغییر جوان درخواست استقلال است. این مسئله دارای دامنه ی وسیعی است . نوجوان از کنترل وراهنمایی می رنجد و می خواهد درمورد خود فکر کند وچون فردی مستقل عمل نماید وآنچه را که نشان دهنده بچگی اوست می کند. آرزویش بزرگ جلوه کردن است. از قبول الگو ومعیار خانوادگی به عنوان تنها چیز قابل پذیرش سر باز می زند. درباره هر مطلب جزئی وبی ارزش زندگی روزانه به بحث می پردازذ. از 13 سالگی به بعد نوجوان می خواهد دوستان خویش را خود انتخاب کند. درانتخاب لباس اظهار رأی می کند درباره ی ضرورت وقت شناسی ودقت، زود خوابیدن، ظاهر تمیز، نظافت درمنزل، شرکت درکارهای عادی منزل و … وهزاران مسئله ی روزمره که درهر خانواده بوجود می آید بحث کند مخصوصاً نسبت به هرچیزی که سبب تبعیض بین برادران وخواهران گردد زود رنج وآزرده خاطر می شود. نسبت به آزادی بچه های بزرگ تر رشک می برد واگر احساس نماید که والدین اجازه آزادی بیشتری به آنها می دهند حسادت می کنند ورنج می کشند. نوجوان وجوان درحال رشداحساس کینه ودشمنی می کنند اما درمورد بچه های کوچکتر معتقدند که والدین انها را بیشتر آزاد می گذارند وتوجه کمتری دارند. بنابراین جوان درگروه خانواده بین دو حد قرار گرفته واغلب احساس می کند که درخانواده مردود بوده ودرک نمی شود. بنابراین جوان مستعد پذیرش هستند واحساس می کنند همه سعی دارند کوشش واعمال آنها را جهت رسیدن به استقلال بی اثر کنند. تمام خانواده مایلند آنها را درهمان وضع نگه دارند. نوجوان از احساس اعتقاد به خود به دورند وبرای آنها درک هماهنگی حرکات با، سن وچگونگی تفاوتشان از دیگر مردم ویا احساس درستی یا نادرستی عملی مشکل است. هیجانات به علت تغییرات جسمی وروانی که جوان می گذراند، نامتعادل است. احساس جوان خیلی شدید است وهمیشه کاملاً جدی است. جوان مایل است تجربه جدید بیاموزد وسعی می کند زندگی را با دودست درچنگ گیرد.هنوز به مرحله ای نرسیده است که قادر باشد به آینده دور بنگرد. اما خواهان همه چیز درهمان لحظه است. بدون آنکه فکر کند، آیا آن لحظه برای آنچه که می خواهد درتحصیل آن بکوشد مناسب است یانه.

آنها کاملاً فاقد حضور ذهن هستند ومایلند به هرچیزی چون توپی درکنار دروازه حمله برند. یکی ازخواص آنها تمنای خلوص وصداقت برای خودشان ودیگران است. اما غالباً این تمنا منجر به بحث درباره ظرز تفکر آنها می شود که معمولاً سبب انتقاد می شود.

بزرگترها از آن چون نوعی گستاخی وبی تربیتی یا می کنند. یادآوریش خیلی مهم است که جوان تازه بالغ هرچند ناجور باشد نسبت به پدر ومادر خود عشق می ورزندوبه آنها بیشتر ازقبل نیاز دارندوپس از یک صحنه تند خویی که معمولاً ازهیچ ناشی می شود ومنجربه بیرون رفتن طوفان جوانی ازاتاق وکوبیدن درمی گردد. غرور خودرا به کناری گذاشتن ومعذرت خواستن مشکل است وبرای والدین توصیه می شود. این کارعاقلانه نیست. درخیلی ازمواقع بهتر است پس ازمدتی به اتاق بچه رفت ومثل معمول شب بخیر گفت . درغیر او خیلی غمگین بوده وممکن است نتواند بخوابد. برخورد صبح روزبعد باید با تبسم معمول همراه باشد. اغلب نوجوانان فقط محبوسند ومشتاقانه درآرزوی رفع اختلاف وآشتی هستند. بعضی پدر ومادرها اگر نادان ونا آگاه باشند، بچه ها را درموقعیتی قرارمی دهند که نمی توانند به راحتی روابط خوب خود را بدون تحقیر علنی خودشان درمحفل خانوادگی ازسرگیرند شاید بچه ها پیش پدر ومادراهمیت زیادی به تحقیرشدن ندهند، اما تحقیر دربرابر برادرها وخواهر ها غیر قابل تحمل است.

رشد اجتماعی

رشد اجتماعی به تدریج صورت می گیرد و در دوره ی جوانی به کمال نسبی می رسد. یک جوان که از نظر اجتماعی رشد یافته است: خود کفا و مستقل است. میانه رو و معتدل است. مسئولیت پذیر است. با گذشت و افع کننده است. صبور و شکیبا است آینده نگر، امیدوار و خوش بین است. اهل تعاون و همکاری است. زندگی را آسان می گیرد. گشاده رو، متواضع و خوش خلق است. از لحاظ اجتماعی، تحول نوجوان و جوان دلبستگی دارد به اینکه در چه شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی رشد نموده باشند، زیرا محیط های اجتماعی درساخت فکری و شخصیتی آنها تأثیرات مختلف به جای می گذارند. در دوره جوانی، علی رغم رفتار و ظاهر کاملاً متغایر، والدین بیش از همیشه در زندگی نوجوان مطرح هستند. آنها خانه ای محکم و استوار را مهیا می سازند که نوجوان با پذیرفتن خطر از آن جدا می شود اما می تواند در عین حال اطمینان خاطر داشته باشد که همیشه مکانی مطمئن و قابل تحمل برای بازگشت وجود دارد اتفاقاً، آنچه که والدین آن را بی احترامی نسبت به خود می دانند، تعریف و تمجید از آنهاست. والدین اعتراض می کنند که: برای دوستانت هرکاری می کنی، اما نوبت به ما که می رسد ما را خیلی دست کم می گیری. بله، دقیقاً همینطور است.اگرچه دوستان متفاوتی می آیند و می روند و دوستی های او بسیار ناپایدار است، اما خوانواده هر گز از بین نمی رود و عشق والدین به فرزند، بسیار به اثبات است.

.