پایان نامه بررسی عکاسی تبلیغاتی

دسته: فنی و مهندسی

فرمت فایل: doc

حجم فایل: 15839 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 78

پایان نامه بررسی عکاسی تبلیغاتی در 78 صفحه ورد قابل ویرایش

فهرست مطالب

عنوان صفحه

تاریخچه

فصل اول: مبانی در عکاسی … 1

رنگ … 2

رنگ چنانچه هست و آنچنان که ما می بینیم … 2

درجه حرارت رنگ … 3

نور سفید و رنگها … 4

هنر دیدن … 5

عناصر گرافیکی تصویر … 6

کادر هنری … 6

نقطه دید … 7

خط … 8

خطوط و ریتم … 8

سایه و روشن … 9

سایه ها … 10

ضدنور … 10

بافت … 11

تن … 11

شکل و طرح … 12

کمپوزیسیون تصویر … 13

عدم تقارن … 14

احساس عمق و بعد … 14

هم آهنگی … 15

نظم و ترتیب یا آشفتگی؟ … 15

فصل دوم: ابزار و تکنیک … 16

اساس عکاسی رنگ … 17

عکاسی سه رنگ … 20

وسایل نورپردازی … 20

فلاش الکترونیک … 21

انواع فلاشهای الکترونیک … 21

محاسبه نور … 22

کلک های عکاسی … 22

کاربرد عکس … 24

«عکس موفق» و «عکس خوب» … 25

فصل سوم: موضوع عکاسی … 27

بینش و عکسبرداری … 28

نکاتی درباره سوژه های فتوژنیک … 28

سوژه فتوژنیک و ویژگی های آن … 28

فنون و شیوه های فتوژیک … 29

نکاتی درباره سوژه های فتوژنیک … 30

فنون و شیوه های غیرفتوژیک… 31

سیاه و سفید گرافیک … 32

مرکز توجه … 33

تغییر شکل: بدنمایی و کج شکلی … 33

عکسهای گروهی … 34

تصاویر کار … 34

تصاویر حیوانات … 34

تصاویر ورزشی … 35

حرکت … 37

مردم … 37

عکسهای شبانه … 38

در داخل خانه… 39

فصل چهارم: نقد … 40

تعریف نقد … 41

انواع نقد … 42

روابط منتقد و هنرمند … 43

تعریف توصیف … 44

توصیف فرم … 45

اهمیت توصیف برای خواننده … 45

تفسیر عکس… 46

تعریف تفسیر … 47

نظریه زیبایی شناسی … 48

نوشتن درباره عکس … 49

مشاهده اثر و یادداشت برداری … 50

سخن گفتن درباره عکس … 51

فصل پنجم: عکاسی و تبلیغات …

تعریف تبلیغ … 52

نظام تبلیغ … 53

تبلیغ در مقایسه با منابع اطلاعاتی و انتشاراتی … 53

تبلیغ در مقایسه با بخش خدمات … 53

اصول کار تبلیغ … 54

مشکل یابی و مشکل گشایی … 54

ترویج خوداتکایی … 54

فراگیری زبان تبلیغات … 55

توجه آرمانهای اسلامی و فرهنگ ملی … 55

در نظر گرفتن امکانات ملی … 55

همبستگی با نهادهای مردمی … 55

پرهیز از روزمرگی و قالبهای کلیشه ای … 56

آموزش مداوم عناصر تبلیغی … 56

فلسفه وجودی نظام تبلیغ … 56

مقصود از «روانشناسی تبلیغات» چیست؟ … 58

دیر باوران … 59

روشهای تبلیغاتی … 59

روش نفی و اثبات … 59

روش شرطی … 60

روش طرح ناگهانی … 61

روش استدلال … 62

شبه استدلال … 62

عرصه های کاربر و روشهای تبلیغاتی … 63

تبلیغات سیاسی… 63

تبلیغات فرهنگی… 63

تبلیغات تجاری … 64

هدف تبلیغ… 64

رابطه مبلغ و تبلیغ … 65

ارتباطات … 66

روشهای ابلاغ … 67

تبلیغ رخ به رخ (انفرادی) … 68

تبلیغ گروهی … 69

تبلیغ طریقه ای … 69

تبلیغ نتیجه ای … 69

تبلیغ انبوهی … 70

الهام از قرآن… 70

تاریخچه

سالهای سال پیش، حتی قبل از اینکه عکاسی اختراع و تصویر ثبت شود، اساس آن یعنی جعبه تاریک وجود داشت و مورد استفاده قرار می گرفت: این وسیله ساده را ابن هیثم دانشمند مسلمان در قرن پنجم هجری/یازدهم میلادی برای مشاهده کسوف به کار برده بود و نقاشان ایتالیایی از قرن شانزدهم میلادی آن را برای طراحی دقیق منظره ها و ملاحظه دورنمایی صحیح به کار می بردند.

سیاه شدن املاح نقره در اثر تابش نور نیز از طرف برخی از دانشمندان، از جمله شولتسر آلمانی از سال 1727 مورد مطالعه قرار گرفته بود. در سال 1802 وج وود انگلیسی بر روی سطح های حساس شده با نیترات نقره نقشهای شفافی به دست آورد. این سال در تاریخ عکاسی اهمیت زیادی دارد. اما در حقیقت شناسایی این اعمال جدا از هم، به معنای کامل کلمه، اختراع عکاسی را تشکیل نمی داد.

بالاخره بین سالهای 1822، 1826 یک مخترع فرانسوی به نام نیسفورنی یپس برای اولین بار، توانست تصویر پدید آمده در جعبه تاریک را ضبط و ثبت کند و تا حدی به آن ثبات ببخشد. وی دانشمند بزرگی بود، اما برای عملی ساختن و توسعه بخشیدن به اختراع خود به همکار ثروتمندی نیاز داشت. تا اینکه در سال 1829 با یک فرانسوی دیگر، که نقاشی مرفه بود و ضمناً تجربه های با ارزشی در زمینه عدسیها و جعبه تاریک داشت شریک شد و هر دو در راه کشف ثبت تصویر روی صفحه های مسی نقره اندود («لوحه سیمین») قدم برداشتند.

آن روزها اختراع جدید هنور اسمی نداشت. بعد از مرگ نی یپس (1833)، شریکش این شیوه را دگرئوتیپی و تصاویر آن را داگرئوتیپ نامید، زیرا اسم خودش لویی داگر بود. سالها بود، واژه فتوگرافی مرکب از دو کلمه یونانی فتوس (photos) به معنی نوروگرافس (graphos) به معنای نوشتن جای نام قبلی را گرفت.

در سال 1835 شیمیدان انگلیس تالبوت توانست روی کاغذهای شفاف نگاتیوهای بهتری به دست آورد. بالاخره در سال 1874، یک شرکت انگلیسی اولین شیشه های خشک عکاسی را به بازار عرضه کرد و عکاسی جنبه عملی به خود گرفت. اما حمل و نقل مقدار زیادی شیشه، از لحاظ سنگینی و شکنندگی، هنوز دایره عمل را محدود می کرد، تا اینکه چندی بعد فیلم جای شیشه را گرفت و عکاسی آماتوری رواج قابل ملاحظه ای یافت.

رنگ

در سالهای اخیر عکس رنگی در مقایسه با عکس سیاه و سفید رواج فوق العاده زیادی یافته است. آنچه تجارب زیاد عکاس رنگی را نشان می دهد این است که رنگ نیز یکی از عناصر تصویر است، مانند عناصر دیگر آن.

باید دانست که رنگ، به تنهایی ندرتاً قادر است توجه ببیننده را جلب کند. بیش از هر چیز باید گفت که رنگ به تنهایی قادر است اختلاف دو ناحیه را که در عکس سیاه و سفید ممکن است محسوس نباشد، به خوبی نشان دهد. هم آهنگی و تضاد رنگ ها جای بحث زیادی دارد و با استفاده از هر یک از این دو ویژگی می توان تصاویر بسیار زیبایی پدید آورد.

رنگ چنانچه هست و آنچنان که ما می بینیم

در اولین قدم عکاسی رنگی، نخستین سوالی که پیش می آید این است که: « رنگ چیست؟ آسمان چرا آبی است؟ گل چرا قرمز است؟»

در جواب گفته می شود: «آسمان آبی است، چون فقط اشعه آبی را منعکس می کند. گل سرخ است، به دلیل اینکه جز اشعه سرخ پرتوهای دیگری را منعکس نمی کند.»

اما چنین پاسخی وقتی می تواند کاملاً صحیح باشد که در دنیا فقط یک رنگ سرخ وجود داشته باشد. در صورتی که می دانیم چنین نیست. گلی که از آن بحث می کنیم حتماً بهتر است از گلهای دیگر اشعه سرخ را منعکس می کند ولی اشعه سبز، زرد، آبی را کاملاً جذب نمی کند و به نسبت کمی و زیادی آنها گفته می شود که این سرخ مایل به نارنجی یا مایل به بنفش و غیره است. بدین ترتیب نتیجه می گیریم که در طبیعت رنگ خالص وجود ندارد و آنچه می بینیم ترکیباتی از انواع مختلف رنگهاست.

رنگ و نور . به این نکته باید خوب توجه داشت که «رنگ بدون نور معنی ندارد» و در حقیقت یکی بدون دیگری نمی تواند وجود داشته باشد. از آنجه که نور پیوسته در حال تغییر است. مسئله عکاسی رنگی پیچیده و مشکل می شود، زیرا مواد حساس فیلمها توانایی و خاصیت تعبیر و تفسیر چشم انسان را ندارد و آنچه را که در حقیقت وجود دارد عیناً ثبت می کند.

هر گاه نور از لحاظ «شدت» تغییر یابد (گلی که در نور ضعیف تیره به نظر می آید در نور آفتاب روشن دیده خواهد شد.) از لحاظ «کیفیت» نیز تغییر می کند و اینجا مسئله مهمی پیش می آید که همانا درجه حرارت رنگ است. وقتی از موضوعی عکس رنگی گرفته شود رنگهای آن تحت تاثیر «حرارت رنگ» به صورت متفاوت روی ماده حساس فیلمها اثر خواهد کرد. عواملی که در این تغییرات موثرند عبارتند از: جنس و طبیعت و منبع نور (نور خورشید یا نور مصنوعی)، موضوع در سایه است یا زیر آفتاب، فصل، ساعت روز، وضع آسمان، موقعیت جغرافیایی محل و غیره… مشکل کار در اینجاست که چشم انسان اگر هم قادر به تخمین «شدت» نور باشد. از تجزیه و درک «کیفیت» آن عاجز است.

درجه حرارت رنگ

در فیزیک گفته می شود که اگر به فلزی حرارت داده شود. بر حسب مقدار گرمایی که به آن می رسد و به تدریج بالا می رود نورهای رنگی متفاوتی چون سرخ تیره، سرخ روشن، نارنجی، زرد، سفید و سفید مایل به آبی از آن ساطع خواهد شد. با توجه به این نکته، می توان تصور صحیحی از کیفیت نور و چگونگی رنگی که منابع مختلف نور دارند پیدا کرد. همین است که حرارت رنگ نام دارد این است که درجه حرارت رنگ یکسان نمی ماند و برحسب فصل سال، ساعت روز، منطقه جغرافیایی، شرایط جوی و غیره تغییر می کند. برای مثال اگر نور خورشید را در هوای روشن در نظر بگیریم ملاحظه خواهیم کرد که عکسی که در وسط روز گرفته شود اغلب رنگ حاکم در آن رنگ «آبی» خواهد بود، در حالی که اگر در همان محل، صبح اندکی بعد از طلوع خورشید یا عصر کمی پیش از غروب عکس بگیریم رنگ حاکم «سرخ» خواهد بود.

این موضوع به این شکل توجیه می شود که درجه حرارت رنگ در حوالی ظهر 5000 تا 6000 درجه کلوین است، در حالی که صبح و عصر به 3000 تا 4000 درجه کاهش می یابد.

نور روز

خورشید در موقع طلوع و غروب 2000 تا 3000 درجه کلوین

نور صبح و عصر در هوای آفتابی 3000 تا 4000 درجه کلوین

نور وسط روز در هوای آفتابی 5000 تا 6000 درجه کلوین

آسمان آبی 13000 درجه کلوین

نور مصنوعی یا نور چراغ

لامپهای برق معمولی 2000 تا 3000 درجه کلوین

لامپهای هالوژن 34000 درجه کلوین

لامپهای فلاش منیزیم آبی 5000 تا 6000 درجه کلوین

فلاش الکترونیک 6000 درجه کلوین

توجه: این درجه ها وقتی صحیح است که لامپهای نور ولتاژ برق کامل و ثابت باشد. در لامپهای کار کرده یا هنگامی که جریان برق ضعیف است رنگ نور زیادتر و درجه کلوین پایین تر خواهد بود.

نور سفید و رنگ ها

پیشتر گفتیم که نور سفید مرکب از تعداد بیشماری پرتوهای رنگین تکرنگ است که طیف مرئی خورشید را به وجود می آورد. اما به طور کلی آن را می توان به سه ناحیه بزرگ اصلی تقسیم کرد که عبارتند از: «آبی بنفش» «سبز»، «قرمز»، که از ترکیب پرتوهای این سه رنگ اصلی که آنها را رنگهای اولیه نیز می گویند همه رنگهای دیگر را می توان پدید آورد. همین که یک قسمت از پرتوهای نور سفید از میان برود، بلافاصله چشم احساس رنگ خواهد کرد. رنگ یک جسم در حقیقت نتیجه کاهشی است که در مجموعه پرتوهای نور سفید ایجاد می شود. به عبارت دیگر، به علت جذب بعضی و انعکاس بعضی دیگری از پرتوهایی است که بر چمن می تابد که چشم آن را سبز می بیند زیرا چمن همه پرتوها را جذب کرده است جز آنهایی که تشکیل دهنده رنگ سبز هستند. سیب قرمز دیده می شود چون تمام تشعشات نور را جذب می کند جز آنهایی که از اختلاط شان رنگ قرمز پدید می آید.

هنر دیدن

وضوح تصویر و نور صحیح دو شرط اساسی برای موفقیت عکاس در برداشتن عکس از نظر فنی است. عکسی را از نظر فنی می توان «عکس خوب دانست که محاسبه نور آن صحیح انجام بگیرد و تمام جزئیات آن در حد کافی از وضوح برخوردار باشد. اما هر تصویری که از لحاظ فنی صحیح و خوب باشد. الزاماً عکس جالبی نیست. در موقع گرفتن عکس، اگر قلب و روح انسان در برابر موضوعی که انتخاب کرده است از احساس خالی باشد، حساس ترین فیلم ها هم نخواهد توانست کوچکترین خدمت و کمکی بکند، زیرا عکس خوب با داشتن معنی و مفهوم و با برخورداری از محتوی و فرم، باید بتواند توجه بیننده را جلب کند و مدتی معطوف خود نگهدارد.

از لحاظ فرم، یعنی طرز قرار گرفتن خطها، سطحها، حجمها، و شکلها، که در حقیقت هر تصویری از همین اجزاء تشکیل می گردد. از اصول و قواعد کمپوزسیون (ترکیب بندی) می توان کمک گرفت. وقتی عکس خوبی را تماشا می کنید، بلافاصله نظرتان به موضوع آن جلب می شود. سپس مشاهده می کنید که (1) عناصر تصویر به کمک طرح و شدت و ضعف رنگها، با موضوع اصلی ایجاد هم آهنگی کرده اند، و (2) هیچ چیزی نیست که توجه بیننده را از موضوع اصلی منحرف کرده به سوی خود بکشاند. در نتیجه، از مجموعه تصویر احساس توازن و تعادل می شود.

وظیفه عکاس هنرمند است که ترکیبها را بیابد، جدا سازد و برای تماشای دیگران آماده کند. آنچه نظر یک عکاس را جلب می کند بی شک چیزی است که با روح و فکر و سرشت او پیوند دارد، چرا که او را وادار به انتخاب یکی و انصراف از دیگری می کند.

عناصر گرافیکی تصویر

آنچه در یک عکس مهم است وسیله ای نیست که آن را گرفته، بلکه عکاسی است که آن را پدید آورده است. این عکاس است نه دوربین که بهترین عکسها را به وجود می آورد. بیان هنری امری است فطری و غریزی و اکثراً بیش از معلومات و اطلاعات به احساسات نیاز دارد.

کادربندی

انتخاب یک مربع یا مستطیل، به اصطلاح چهارچوبی، است که موضوع را در برمی گیرد، اغلب اوقات این کار لحظه ای پیش از گرفتن عکس در داخل پنجره دید (ویزور) انجام می پذیرد. برای یک عکاس خوب، کادربندی یک موضوع عبارت است از لحاظ کردن آن به هنگام عکسبرداری در داخل چهارضلع پنجره دید به طرزی مناسب. ابعاد موضوع هر چه باشد، امکان کادرگیریهای متعدد وجود دارد. از صحنه های خیلی کلی تا جزئیات، به اصطلاح دیگر از پلان کلی تا پلان جزئی.

پلان یا نمای کلی. موضوع را با محیطش نشان می دهد. مانند ساختمانی در میان یک منظره.

نمای متوسط. کادربندی فشرده تری دارد و روی موضوع اصلی بیشتری تاکید می کند، بی آنکه جای زیادی برای اطراف آن باقی بگذارد، این شیوه کادربندی برای صفحه های داستانی که از موضوعهای زنده گرفته می شود بسیار مناسب است.

نمای نزدیک قسمت اصلی موضوع را شامل می شود، بدون آنکه متضمن محیط و جوانب باشد: مانند کودکی در گهواره.

نمای درشت. فقط حاوی پرمعنی ترین قسمت موضوع است: مانند دست، صورت، گلبرگهای یک گل و غیره …. می توان گفت: که نمای درشت بر روی جزئیاتی انگشت می گذارد که خود می تواند موضوع مستقلی باشد.

به این ترتیب قدرت بیان منحصر به فردی به تصویر می بخشد. نمای درشت به شدت مورد توجه عکاسان مدرن است زیرا توجه انسان را به جزئیاتی جلب می کند که چشم معمولاً به تجزیه و تحلیل آن نمی پردازد.

نقطه دید

جایی است که چشم بیننده یا عدسی دوربین قرار دارد و یکی از ارکان اساسی عکاسی محسوب می شود. زیرا پرسپکتیو موضوع فقط به آن بستگی دارد.

نقطه دید پایین. پلانهایی را که به طور طبیعی قرار دارند در هم می فشارد و چنان به نظر می رسد که اشیا را به هم نزدیک کرده و به روی هم انداخته است. ارتفاع اشیایی را که در پلان (پیشزمینه) واقع اند تشدید می کند. خط افقی را پایین می آورد.

نقطه دید بالا. پلانها را از هم جدا می کند و به نظر می رسد. که اشیا از هم دور شده اند. ارتفاع اشیاء واقعی در پلان اول می کاهد. گویی به زمین چسبیده اند. خط افق را بالا می برد.

نقط دید طبیعی. همان است که به آن عادت کرده ایم و انتخاب نقطه دید، عامل اساسی در عکاسی است.

روش شرطی

ایوان پتروریج پاولوف (1849 1936) دانشمند شوروی را بی شک می توان یکی از کسانی دانست که تحقیقات مربوط به یادگیری را در مسیر دقیق علمی هدایت کردند. تحقیقات آزمایشهای پاولوف در کتاب معروف وی به نام بازتابهای شرطی (1927) منتشر شده اند.

دانش آموزی را در نظر بیاورید که در سالهای اول دبستان به خاطر ضعف معلم یا کمی پشت کار خود و یا هر دوی اینها پیشرفت چندانی در درس خواندن نداشته است به خاطر ناراحت هایی که شکست کودکان بدنبال دارد، این عدم توانایی دانش آموز ممکن است سبب پاسخ اضطراب و نفرت در کودک شود، یاد نگرفتن درست خواندن را بنا به آزمایش فوق محرک طبیعی یا محرک غیرشرطی و پاسخ اضطراب و نفرت را پاسخ طبیعی به این محرک، یا پاسخ غیرشرطی، می نامیم احتمال دارد که کودک از طریق قانون شرطی شدن نه تنها از درس خواندن بلکه از معلم درس نیز متنفر شود، و از دیدن او دچار اضطراب و نگرانی گردد. در اینجا معلم محرک شرطی سطح اول نفرت و نگرانی پاسخ شرطی سطح اول است.

باز هم احتمال دارد که کودک نه تنها از درس خواندن و معلم بلکه از هر کار و فعالیت دیگری که از سوی معلم سرچشمه بگیرد متنفر گردد. در اینجا فعالیتهای معلم محرک شرطی سطح دوم، و پاسخ اضطراب و نگرانی پاسخ شرطی سطح دوم هستند.

احتمال دارد که نه تنها معلم، درس خواندن و فعالیتهای مربوط به انکه سایر فعالیتهای مدرسه نیز سبب نگرانی کودک بشوند و مورد نفرت وی قرار گیرند. در اینجا سایر فعالیتهای مربوط به مدرسه نقش محرک شرطی سطح سوم، و نفرت و اضطراب پاسخ شرطی سوم هستند.

و بالاخره ممکن است خود مدرسه به طور کلی مورد تنفر کودک قرار گیرد و برای او ترس انگیز بشود. در این حال مدرسه محرک شرطی سطح چهارم و پاسخ اضطراب و ترس پاسخ شرطی سطح چهارم است. هر چه تعداد سطوح شرطی بالا افزایش یابد. از شدت و نیروی پاسخ کاسته می شود.

نظریات پاولوف اساس یکی از رایج ترین و در عین حال خطرناک ترین روشهای تبلیغاتی است که آن را روش «شرطی» می نامیم.

اولین آزمایشهای یادگیری پاولوف در مورد سگها به صورتی بسیار دقیق انجام شد. وی توانست با اجراء یک عمل جراحی در گلو و غده بزاق سگ مقدار بزاقی را که در شرایط آزمایشی ترشح می شد بدقت اندازه بگیرد. اساس نظریه بازتابهای شرطی پاولوف از آزمایش ساده و معروف وی استخراج شده است: اگر لحظه ای پیش از گذاشتن تکه ای گوشت در دهان یک سگ زنگی را به صدا درآوریم، و این عمل را چندین بار تکرار کنیم، موقعی می رسد که زنگ به تنهایی سبب ترشح بزاق دهان سگ می گردد.

به عقیده پاولوف، بر اثر مجاورت زمانی محرک شرطی (زنگ) و محرک غیرشرطی (گوشت) از طریق رد و بدل امواج مغزی، میان مراکز عصبی این دو پیوند برقرار می گردد که سبب می شود محرک شرطی مرکز مربوط به محرک غیرشرطی را برانگیزد و ترشح غدد بزاق دهان سگ (پاسخ شرطی) را ایجاد کند. قانون شرطی پاولوف باتمام سادگی آن یکی از معروفترین کشفیات روانشناسی قرن حاضر است.

نظریات پاولوف اساس یکی از رایجترین و در عین حال خطرناک ترین روشهای تبلیغاتی است که آن را روش «شرطی» می نامیم.

روش طرح ناگهانی

بسته به موضوع پیام و زمینه اجتماعی آن از روش طرح ناگهانی استفاده می شود، مانند قطع فیلم سینمایی در سینماها و تبلیغ تجارتی در میان آن، و یا قطع برنامه های رادیو و تلویزیون برای اعلام خبرهای بسیار مهم و غیره. برای استفاده از روش طرح ناگهانی در تبلیغات سعی می شود زمینه طرح مورد علاقه و توجه شدید مخاطب باشد.

گاهی اوقات برای استفاده از این روش شیوه های ابتکاری استعمال می شود. به عنوان مثال کارخانه کفش ملی که آرم آن تصویر یک فیل است، در ابتداء تاسیس آن، فیل بزرگی را در میدان امام حسین که آن روز میدان فوزیه نامیده می شد به هوا کرد. هیچ کس انتظار دیدن فیلی به ابعاد واقعی در هوا نداشت و همین عامل سبب تبلیغ بهتر برای کارخانه مذکور می شد.

باید توجه داشت استفاده از روش طرح ناگهانی دارای محدودیت است. که اگر به صورت مرتب و پی در پی صورت پذیرد کاربرد اختصاصیش را از دست می دهد.

روش استدلالی

همان طوری که روش تبلیغات شرطی را خطرناک ترین روش تبلیغاتی نامیدیم، این روش را باید بهترین و مفیدترین روش تبلیغات نامید. زیرا اساس این روش را تعقل و تفکر تشکیل می دهد. تبلیغات استدلالی سبب رشد جامعه و ارتقاء سطح فرهنگ ملی می شود. این روش دو شرط مهم لازم دارد: نخست افزایش سطح دانش عمومی و کاهش بیسوادی و رشد فرهنگ چشمی و گوشی و دوم حقانیت پیامی که مورد تبلیغ قرار می گیرد.

بی تردید از بین همه روشهای تبلیغی، آن روشی که بیشتر مورد تاکید دین اسلام است روش استدلالی است به هر حال روش استدلالی زیربنای کار تبلیغی سالم و اسلامی است.

شبه استدلال

مقصود از «شبه استدلال» مجموعه ای از روشهای تبلیغی است که مبلغ برای فریب افکار عمومی در جهت هدفهای خود به کار می گیرد. اگر به کار رفتن این روشها یا بهتر بگوییم ترفندهای تبلیغی خطرناک است، ناشناختن این روشها خطرناک تر است. زیرا عدم شناسایی این روشها و ترفندهای تبلیغی سبب تاثیرگذاری جدی آنها بر افکار عمومی مردم جهان، بویژه مردم جهان سوم شده است.

هدف عمومی از این ترفندها و روشها، ایجاد تصویری از یک بیان و منطق استدلالی است که مخاطب را به حقانیت پیام مبلغ متقاعد کند. به این دلیل به این روشها و ترفندها در «شبه استدلال» می گوییم.

عبارات کلیدی

  • پایان نامه بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • پایان نامه بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • مقاله بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • پروژه بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • تحقیق بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • دانلود پایان نامه بررسی عکاسی تبلیغاتی
  • عکاسی
  • تبلیغاتی