عنوان تحقیق : ازدواج

دسته: علوم اجتماعی

فرمت فایل: doc

حجم فایل: 119 کیلوبایت

تعداد صفحات فایل: 249

عنوان تحقیق :ازدواج

فهرست

عنوان صفحه

مقدمه …

بخش اول…

مشکلات دوران کودکی …

نظریه لورنس کلبرگ درباره رشد…

رشد از نظر اسلام …

مسائل مربوط به قبل از ازدواج…

حقایق پیرامون عشق و ازدواج…

عاشق شدن با یک نگاه …

عشق دو طرفه …

عشق بعد از ازدواج…

دلایل مناسب برای ازدواج…

دلایل نامناسب برای ازدواج…

مشکلات و موانع ازدواج…

نظرات شخصی محقق …

ملاک های انتخاب …

چه کسی را به همسری برگزینیم؟ …

راهنمای گزینش همسر …

دوران نامزدی …

فایده های دوران نامزدی…

آفت های دوران نامزدی…

عشق و ازدواج…

برخورد با واقعیات …

پرورش اعتماد و صداقت…

سوال و پاسخ در رابطه با روابط زناشویی …

مواردی از زمینه های اختلاف نظر و کشمکش…

شیوه سخن گفتن شما…

خطرات افراط در عشق …

بخش دوم: …

چرا برخی از روابط سرانجام خوبی ندارند. پنج افسانه مهلک درباره عشق

عواقب باور افسانه های عشقی …

چگونه عاشق می شویم. …

کشف تصمیماتتان درباره عشق …

ترس از صمیمیت…

اعتماد به نفس پائین …

عاشق شدن به دلائل نادرست…

عاشق شدن به دلائل درست…

شش اشتباه بزرگ که در ابتدای روابط مرتکب می شویم. …

دوری از فرد نامناسب …

ده نوع رابطه که سرانجامی نخواهند داشت. …

نقطعه ضعف های مهلک …

بمب ساحتی تفاهم …

شش ویژگی که می بایست در همسر آینده خود بدنبال آن باشید. …

لیست تفاهم …

تعهد…

چرا از تعهد دادن می ترسیم. …

آزمون (1) ضریب هوشی عشقی شما. …

آزمون (2) آیا از لحاظ روحی و احساسی تهیه هستید؟ …

بخش سوم: …

پرسشنامه و سوالات مربوط به آن…

بخش اول

مشکل پنجم

سربازی

این مشکل و مانع، شامل دختران که اصلاً نمی شود. البته شامل عده ای از پسرها نمی شود کسانی که در دانشسرای تربیت معلم هستند و نیز کسانی که بعد از دروس متوسطه، درس را ادامه می دهند و لازم نیست به سربازی بروند، بلکه پس از اتمام دروس، در قالب تعهدهایی که همراه با انجام شغلشان است- خدمت سربازی را انجام می دهند و هیچ وقفه ای در زندگی شان بوجود نمی آید.

البته مسئولین نظام باید قانون سربازی را طوری تنظیم کنند که سربازی به عنوان مانع و مشکل بر سر راه ازدواج نباشد و حقوق و مزایای برای سربازان قرار داده شود که مخارج خود و همسرشان تامین شود و . . .

راه حل:

1) نامزدی شرعی و قانونی: نامزدی در دوران سربازی، خیلی شیرین و زیباست. دو نامزد در طول این دوران، نامه نگاری دارند و برای همدیگر مطالب امید بخش دو دلگرم کننده می نویسند. و در هنگام مرخصی های این دوران، با یکدیگر دیدار و ملاقات می کنند.

2) سکونت در منزل والدین زن یا مرد:

اگر ازدواج کرده باشند، زن، در دوران سربازی شوهرش ، در منزل یکی از والدین سکونت داشته باشد (والدین مرد یا زن) که تنها نباشد و مرد بتواند با خیال راحت، خدمتش را به انجام برساند و هر گاه به مرخصی آمد، با هم باشند.

3) کمک پدران و مادران:

در مورد مخارج زن و امور دیگر (همان مطلبی که در بخش «ادامه تحصیلات علمی» گفته شد) قابل انجام است.

مشکل ششم:

(6) وجود برادان و خواهران بزرگتر:

البته این مشکل در بعضی از خانواده ها که این مسئله برایشان مهم است وجود دارد. و اگر نه این مشکل و عقیده، به هیچ وجه پایه و اساس شرعی و عقلی ندارد. بر جوانان لازم است که: سنت های غلط را بشکنند و خود را بدبخت آداب و رسوم غلط نکند. در اینجا باید توجه کرد که می بایست احترام برادر و خواهر بزرگتر کاملاً حفظ شود.

(مظاهری/ جوانان و انتخاب همسر)

مشکل هفتم:

(7) مسکن:

لازم است طرح هایی وسیع و فراگیر در سطح کل جامعه اجرا گردد. تا این معضل بزرگ حل شود.

راه حل:

1) سکومت موقت در منزل والدین: در صورت امکان، عروس و داماد برای مدتی در منزل والدین یکی از آنان ساکن شوند تا منزل جداگانه ای تهیه کنند. اما باید توجه داشت که: اگر بداند این سکونت، باعث دعوا و نزاع و توهین و تحقیر می شود، به هیچ وجه صلاح نیست در آن خانه ساکن شوند یا بمانند.

2) اجاره نشینی:

یک امر رایج و معمول در کل جهان است. جوانان یک منزل ارزان و ساده ای اجاره کنند و مقداری سختی اجاره نشینی را تحمل نمایند تا ان شاء الله خانه دار شوند.

مشکل هشتم:

(8) ناتوانی جوانان در اداره زندگی: در ادامه به آن خواهیم پرداخت

(مظاهری/ جوانان و انتخاب همسر)

نظرات شخصی محقق:

همانطور که گفته شد مشکلات ازدواج دو دسته هستند: (1) حقیقی. (2) ساختگی.

حال به مورد دوم یعنی مشکلات ساختگی می پردازیم که البته از جمله مواردی است که من در تحقیقات خود با آن مواجه شدم ممکن است عده ای بر این عقیده باشند که ازدواج کردن اسیری است و بهتر است انسان، مجرد زندگی کند، چرا که با مسایل و مشکلاتی که در خانواده ها مشاهده می کنیم. به این نتیجه می رسیم که «بهتر است مجرد مانده و ازدواج نکنیم.»

و از سویی احتمال دارد کسی بگوید: «ازدواج بهتر است و انسان مجرد صاحب زندگی نمی شود، زیرا اغلب افرادی که مجرد زندگی می کنند اینگونه دیده ایم که دور از زندگی بوده و صاحب خانه امکانات زندگی نشده اند».

ازدواج امر مقدسی است و به خاط تقدسش در اسلام انجام آن مستجب بوده و ثواب دارد. اما اسلام الزامی برای این امر ندارد و آنرا واجب نکرده است.

گاهی اوقات ازدواج نکردن بهتر از این است که فرد بدون آمادگی لازم ازدواج کند و زندگی خود و فرد دیگری را دچار مشکل کند.

عده ای به خاطر والدین خود ازدواج نمی کنند و یا زمانی که تصمیم به ازدواج می گیرند با مشکلاتی مواجه می شوند (پدر و مادر با بهانه های مختلف مانع از ازدواج فرزند می شوند). اکثراً این مسئله در خانواده هایی رخ می دهد که پدر خانواده فوت شده یا پدر فرد بی مسئو لیتی است. و در اینجا یکی از فرزندان خود را موظف می کند که تا آخر عمر از خانواده خود به خصوص مادرش حمایت کند. در ادامه داستانی در این مورد می خوانیم.)

داستان محله مربوط به مجله راه زندگی شماره 185 پانزدهم دی ماه 1383 است).

خلاصه داستان:

من کوچکترین فرزند خانواده هفت نفری بودم.

همه فامیل می دانستند پدرم بداخلاق ترین مرد روی زمین است. مادرم که در سن سیزده سالگی به زور همسر پدرم شده بود، در طی تمام این سالها حتی حالا که پیر شده ست از پدرم می ترسد. خواهر و برادرهایم خیلی زود ازدواج کردند و رفتند و در سن چهارده سالگی من و پدر و مادرم تنها شدیم. همیشه دلم برای مادر می سوخت. نمی خواستم باور کنم که او تا آخر عمرش باید این وضع را تحمل کند تمام رویاهایم حول محور تصویری می گشت که من مادرم را با خودم به سفر برده ام، برایش خانه ای زیبا خریده ام، خوشحالش می کنم، او را به خانه خودم می برم و نمی گذارم ذره ای اذیت شود و . . . در طی آن سالها خوب درس می خواندم، چون مادر از بچه های درسخوان خوشش می آمد، کم حرف بودم، تو کارهای خانه مثل یک زن به مادرم کمک می کردم، خلاصه هر کاری می کردم تا مادر از من خشنود باشد. در دانشگاه رشته وکالت خواندم آنهم چون مادر دوست داشت ولی توانست پز آنرا به دیگران بدهد. تمام وظایف مذهبی ام را به نحو احسن انجام می دادم چون این کار شوقی را در چشم مادر می آورد که بیشترین ارزش را در زندگی ام داشت. توی دانشکده با دختری آشنا شدم، دختر ساده ای بود و هرگز رفتار زننده ای از او نمی دیدم. در مورد او با مادر صحبت کردم اما مادر در حالی که هنوز او را ندیده بود به شدت مخالفت کردن و سرانجام کاری کرد که من دیگر به آن دختر فکر نکنم. بعد از آن به سربازی رفتم و در طی آن مدت مادر برای من به دنبال دختری مناسب می گشت. بعد از اتمام سربازی در امتحان کانون وکلا شرکت کردن و قبول شدم و کم کم زندگی ام داشت سر و سامان می گرفت و معیارهای من در طی این سالها بسیار تغییر کرد و این معیارها با معیارهای مادرم متفاوت بود. اما چطور می توانستم این مسئله را به او القاء کنم؟ او عادت کرده بود که من را در هر شرایطی به نحو کامل داشته باشد. هیچ وقت با کوچکترین عقیده و خواست او مخالفت نکرده بودم. اولین پس اندازم را کنار گذاشتم و او را فرستادم مکه. خواهرم و بردادرهایم به او هیچ اهمیتی نمی دادند و پدرم مدام به من غر می زد که چرا اینقدر به مادرم چسبیده ام و به جای آن نمی روم سراغ زندگی خودم؟! خلاصه مادر از مکه که برگشت عزمش را جزم کرده می برد که هر طور شده برای من دختر مناسبی پیدا کند. مدام مرا به خواستگاری دخترهای کم سن و سال و زیبا برد. اما من که حال تقریباً سی و دو سال سن داشتم، و دلم می خواست با دختری ازدواج کنم که بتوانم چند کلمه ای با او حرف مشترک داشته باشم مادرم دختری را پسندید اما او اصلاً کسی نبود که من بتوانم سالها با او زندگی سعادتمندی داشته باشم. اما مادرم عاشق چشم های رنگی و زیبایی چهره او شده بود، می توانست حسابی به همه پز بدهد که عروسش مهندس می شود و چقدر هم زیباست. اینجا بود که برای اولین بار به مادرم نه گفتم، باورش نمی شد، همیشه فکر می کرد من در هر شرایطی مطیع او خواهم بود، سکوت می کنم و می گویم هر چه شما بگویید. . . . اما حالا موضوع یک عمر زندگی بود، حالا فهمیدم چرا خواهر و برادرهایم به سراغ زندگی خود رفتند. متوجه شدم که هر انسانی باید زندگی مخصوص به خود داشته باشد.)

دلایل پنهان دیگری که وجود داد این است که بعضی از جوان ها شرطی اند ، یعنی به دلیل اتفاق ناگواری که برای خواهر، برادر یا یکی از فامیل آنها افتاده و ازدواجشان با مشکل رو برو شده، شرطی شده اند، یعنی از ازدواج می ترسند. همانطور که گفتیم عده ای از جوانان از مسوولیت پذیری می ترسند و به محض اینکه حرف ازدواج پیش می آید، دچار دلشوره می شوند و دست آخر به دلیل عدم آگاهی از معیارهای ازدواج دچار ترسی پنهانی هستند که اقدام به ازدواج نمی کنند.

حال راهکاری هایی را بیان می کنیم: کسانی که شرطی اند باید شرطی زدایی کنند و این تفکر غلط را که همه ازدواجها با دشواری هایی روبرو هستند، از خود دور سازند. کسانی که دلشوره ازدواج دارند باید بدانند که این دلشوره طبیعی است و پس از اینکه ازدواج کردند خود به خود از بین می رود و کسانی که به دلیل عدم آگاهی از چگونگی ازدودج بیمناک اند، و باید بدانند که با خواندن کتاب های مختلف در این زمینه آنقدر میزان آگاهی شان بالا می رود که خود را برای ازدواج آماده می بینند.

شاید خیلی ها بگویند ازدواج به درد سرش نمی ارزد و مجردی هم عالمی دارد . چرا ازدواج کنیم و با اختلاف عقیده هایی که پیدا می کنیم روبروی هم قرار بگیریم و نیروی خود را صرف جر و بحث دائمی بکنیم؟

زن و مرد دو نیری متخاصم و رودروی یکدیگر نیستند که بخواهند برضد هم باشند. آنان دو نیروی مکمل برای تولید نسل هستند. پایه ریز اساس خانواده و شادی بخش زندگی اند. آنها با پیوند با یکدیگر آفریننده حیات موجودی تازه به نام انسان و برآورنده نیاز آینده جهان و هستی اند.

پس لزومی ندارد که زن ستیزی یا مرد ستیزی که تفکری است بیمارگونه، (و امروز خیلی عنوان می شود) مطرح شود.

ازدواج در سنین بالا( بیش از سی سال) دارای معایب و محاسنی است. محاسن ازدواج در سن بالا این است که فرد در این سن با تجربه تر است و تصمیمات او بیشتر از روی عقل و منطق است تا احساس. بنابراین احتمال اینکه اشتباه کند بسیار کم است در این زمان افراد، مسئولیت پذیرتر و فهمیده تر هستند در نتیجه بهتر می توانند مسائل و مشکلات زندگی را حل و فصل کنند.

معایب ازدواج در سن بالا این است که: هر چه سن افراد بالاتر می رود احتمال ریسک آنها در زندگی کاهش پیدا می کند همچنین تحرک آنها کم تر می شود. زمانی که احتمال ریسک افراد پائین می آید انتخاب کردن برای آنها دشوار می شود در نتیجه ممکن است بسیار مشکل پسند و کمال گرا باشند و توقعات زیادی از همسر آینده خود داشته باشند و چون در این سن اکثراً از نظر مالی و موقعیت شغلی و اجتماعی، در سطح بالای هستند ترجیح می دهند با کسانی که شریط بسیار مطلوبی دارند ازدواج کنند. شاید در ظاهر این طور به نظر برسد که داشتن شرایط بسیار مطلوب، امتیاز خوبی است و ایرادی در آن وجود ندارد اما مشکل زمانی حاصل می شود که ما بعد از مدتی متوجه شویم آن شرایط در ظاهر عالی است و برای یک زندگی کافی نیست. مشکل دیگری که ایجاد می شود این است که چون فرد کم تحرک می شود بنابراین نمی تواند همانند زمانی که جوانتر بود آن شور و هیجان اول زندگی را داشته باشد. و این مسئله زمانی حاد می شود که فرد با کسی ازدواج کند که نسبت به خودش بسیار جوانتر، است فرد جوانتر از همسرش انتظاراتی دارد و چون او نمی تواند این شور و هیجان را برای او به ارمغان بیاورد دچار ناراحتی می شود. مسئله دیگر زمانی بوجود می آید که فرد در سن بالا ازدواج کرده مثلاً آقایی در سن 50 سالگی ازدواج می کند زمانی که او صاحب فرزندی می شود تقریباً به اندازه یک نسل با فرزندش اختلاف سنی دارد و در نتیجه وقتی که فرزندش بزرگ می شود نمی تواند با او ارتباط خوبی برقرار کند. مسئله دیگر این است که کوچکترین اشتباه در ازدواج ممکن است در این سن غیر قابل جبران باشد و فرد دیگر فرصت نکند ازدواج مناسب انجام دهد است. البته مواردی که اشاره شد، مسائلی است که در جامعه امروز ما وجود دارد و اگر نه ممکن است استثنا نیز وجود داشته باشد. ازدواج در سن بالا و مشکلات آن با توجه به اینکه آن فرد زن یا مرد باشد فرق می کند. مشکلاتی که در بالا به آن اشاره شد می تواند بین مردها و زن ها مشترک باشد. اما مشکلی که برای خانم ها بیش تر از آقایان پیش می آید این است که هر چه سن خانم ها بالاتر می رود قدرت باروری آنها رفته رفته کاهش پیدا می کند بنابراین ممکن است مثلاً بعد از سن 35 سالکی یک خانم نتواند باردار شود یا بارداری او در این سنین بسیار خطرناک باشد (بارداری در سن بالا امکان ایجاد فرزندان عقب مانده ذهنی را افزایش می دهد).

البته مسائل مختلفی وجود دارد که افراد تمایلی به ازدواج ندارند. به عنوان مثال: شکست عشقی یک مرحله از زندگی ممکن است باعث شود تا فرد تصمیم گیرد تا دیگر ازدواج نکند یا در سنین بسیار بالا ازدواج کند. البته این شکست ممکن است به دلایل مختلف بوجود آمده باشد:

از جمله:

1- خیانت طرف مقابل: که در این صورت فرد نسبت به جنس مخالف خود بی اعتماد می شود.

2- پاسخ منفی طرف مقابل: ممکن است به غرور شخص لطمه وارد شود و دیگر اقدامی نکند.

3- مخالفت بیش از اندازه والدین: فرد نسبت به والدین خود بی اعتماد می شود و یا اگر این مخالفت از طرف خانواده طرف مقابل باشد بعد از مدتی مایوس شود.

4- اقدام نکردن به موقع: (با مثال توضیح می دهیم) فرض کنید آقایی به خانمی علاقمند شود در طی چند ماه یا شاید چند سال سعی در شناخت او و خانواده اش می کند. خانم از علاقه این فرد نسبت به خودآگاه می شود، و اما اقدامی از طرف آقا صورت نمی گیرد و خانم از او مایوس شده و با فرد دیگری ازدواج می کند و آن زمان شخص به خود می آید و می بیند شاید بهترین فرصت زندگی اش را از دست داده، فرصتی که شاید دیگر برایش پیش نیاید. و همه این اتفاقات به علت عدم تصمیم گیری به موقع است.

البته برعکس این اتفاق نیز امکان دارد: چه بسیار دختر خانم هایی که از فرصت خود اسنفاده نکرده و پشت به بخت خود کرده اند. و بعدها حسرت خورده اند.

v

v چرا از تعهد دادن می ترسیم؟

1) ترس از آینده

2) ترش از صدمه دیدن

3) ترس از انتخاب فرد نامناسب

4) ترس از اینکه سرانجام ازدواجتان شبیه ازدواج پدر و مادرتان شود.

v ترس از تعهد (1) ( ترس از آینده )

وقتی به کسی تعهد واقعی می دهیم. تنها می تواند. به این معنی باشد که متعهد

می شویم در هر لحظه تمام کمال به همسرمان عشق می ورزیم، مادامی که رابطه اجازه می دهد که خود را نیز دوست داشته باشیم و برای خودمان نیز احترام قائل باشیم. نه به این معنی که تعیین کنیم عشقمان به چه مدت و یا تا کی ادامه خواهد یافت.

v ترس از تعهد (2) ( ترس از صدمه دیدن)

این عاشق شدن یا تعهد دادن نیست که برایمان درد و رنج به ارمغان می آورد، بلکه تعهد دادن به شخص نامناسب و به دلادل ناردست است که موجبات رنجش ما را فراهم می کند.

v ترس از تعهد (3) ( ترس از انتخاب فرد نامناسب )

هنگامی که می خواهید به کسی برای همیشه تعهد بدهید. کمی شک و تردید کاملاً طبیعی است. گرچه شک و تردید زیاد ممکن است که اخطاری باشد باز طرف قلب و روح شما مبنی بر اینکه انتخابتان درست نباشد. در نهایت این فقط طمان است که به شما خواهد گفت: که انتخاب شما درست بوده یا نه. هرگز چنینی نیست که تماماً به دست سرنوشت باشد انتخاب به عهده شماست می توانید، همسری را انتخاب کنید و متعهد شود که تلاش خواهید کرد تا رابطه تان موفق باشد.

v ترس از تعهد (4) ( ترس از اینکه سرانجام ازدواجتان شبیه ازدواج پدر و مادرتان شود):

قسمتی از مشکل این است که تعریف و تصویر ذهنی ما از ازدواج همان تعریف و تصویر ذهنی است که از والدینمان به ارث برده ایم و هرگز وقتی صرف نکرده ایم تا که این تعریف و تصویر ذهنی خود از ازدواج را باز تعریف کنیم.

بسیار مهم است که هر زوجی کمی وقت صرف کرده و درباره این موضوع که

می خواهند تعهد را برای خود چگونه باز تعریف کنند. مذاکره کنند. صرف نظر از اینکه به تعهد دادن به یکدیگر می اندیشند یا اینکه قبلاً به یکدیگر متعهد شده اند. به عبارتی ببینید که می خواهند تعهد برای آنها چه معنایی داشته باشد و درباره آنها به توافق برسند. این آنها هستند که تعیین می کنند زندگیشان چگونه باشد. گاهی اوقات انجام دادن همین یک کار، بسیاری از ترس ها و نگرانی ها ما را در قبال تعهد همیشگی دادن از بین برده و حتی ترس هایمان را تبدیل به هیجان می کند!

آیا تشنه تعهد گرفتن هستید؟

· آیا با حسرت به مجله های عروس نگاه می کنید؟ آیا رویای روزی که واجد الشرایط خرید ده ها شماره از آن هستید را در سر می پرورانید؟

· آیا در ذهن خودتان با هر مردی که به او علاقمند شده اید ازدواج می کنید و بچه دار می شوید؟ آنهم چند دقیقه اول ملاقاتتان با او؟

· آیا از اینکه در فرمول های مخصوص استخدام در خواست شغل و .. در جلو کلمه مجرد ضربدر بزنید. می ترسید؟

· آیا به طرز پنهانی از آن عده از دوستانتان که شوهرهای خوبی دارند متنفرید؟

· آیا کلمه مادر شوهر / زن شما را برانگیخته می کند؟

چنانچه به هر یک از سئوالات فوق چه در حال و چه در گذشته پاسخ مثبت داده اید بنابراین منظور از کلمه تشنه تعهد را درک می کنید. بر طبق تحققات چنینی دریافته ایم که زن ها به دلائل اجتماعی کاملاً واضحی به مراتب بیشتر از مردان تشنه تعهد می باشند.

هنگامی که تشنه تعهد هستید، بیشتر به دنبال تعهد هستید، تا اینکه بدنبال یک رابطه خوب باشید. چنینی افرادی چنان مشتاق آنند که از کسی تعهدی به آنان داده شود که دیگر توجه چندانی به کیفیت رابطه شان نمی کنند.

مردم تشنه تعهد این نیاز عمیق را دارند که به کسی تعلق داشته باشند. حالا چه کسی؟! مهم نیست. از این افراد همان ابتدا که وارد رابطه ای می شود و برای گرفتن تعهد و قول ازدواج و … طرفشان را تحت فشار قرار می دهند. چنینی افرادی اغلب با این کار خود خواستگارها و یا نامزدهای خود را فراری داده و در عمل این فرآیند را هر چه بیشتر نیز به تعویق می اندازند.

ازدواج قبل از آنکه نامزدتان را کاملاً شناخته باشید و رابطه ای مستحکم.؛ با محبت و صمیمی را با او خلق کرده باشید؛ صرفاً کاری از روی بی مسئولیتی است و بسیار غیر مسئولانه تر از آن اینکه. تصمیم بگیرید. فوراً بچه دار شوید.

v چهار سطح اصلی تعهد:

یک رابطه در خلال رشد و تکامل خود از چهار سطح اساسی و قابل تشخیص از تعهد می گذرد.

1) تعهد به اینکه از لحاظ جنسی و احساسی ( عاطفی ) تک همسر باشید.

2) تعهد به اینکه در جهت خلق صمیمت و ارتباط احساسی روی رابطه تان کار کنید.

3) تعهد به اینکه آینده تان را با یکدیگر زندگی کنید.

4) تعهد به اینکه تا پایان عمر با یکدیگر زندگی خواهید کرد.

عبارات کلیدی

  • عنوان تحقیق : ازدواج
  • عنوان تحقیق
  • ازدواج